امیرمهدی نادری: در تاریخ معاصر ایران، کمتر چهرهای را میتوان یافت که مسیر زندگیاش اینگونه پرفراز و نشیب باشد؛ افسری که از یک آتریاد قزاق در همدان آغاز کرد، به بالاترین درجه نظامی و مقام نخستوزیری رسید، اما سرانجام در تبعیدی محترمانه و دور از وطن چشم از جهان فروبست. فضلالله زاهدی، نخستوزیر ایران از شهریور ۱۳۳۲ تا فروردین ۱۳۳۴، شخصیتی است که نام او با یکی از پرمناقشهترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران، یعنی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سپس قرارداد کنسرسیوم نفت، پیوند خورده است.
ریشهها؛ و صعود سریع در سلسلهمراتب نظامی
فضلالله زاهدی، فرزند ابوالحسن معروف به «بصیردیوان»، در سال ۱۲۷۱ (به روایتی ۱۲۷۲) شمسی در روستای شروین همدان به دنیا آمد. منابع درباره سال دقیق تولد او اختلافنظر دارند. خانواده او از تبار شیخ زاهد گیلانی و در زمره زمینداران و خردهمالکان همدان به شمار میرفت.
مسیر ترقی او شتابان بود. در نبرد با نهضت جنگل به سبب رشادت، نشان شهامت و سه درجه ترفیع گرفت و پیش از سیسالگی سرتیپ شد؛ جوانترین سرتیپ قشون در آن زمان. در درگیری با اسماعیلآقا سمیتقو نشان ذوالفقار، مهمترین نشان نظامی وقت، به او اعطا شد.
در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در شمار همراهان رضاخان بود. در ۱۲۹۸ حاکم نظامی تنکابن و فومنات شد. ریاست دادگاهی را برعهده داشت که افسران همکار ابوالقاسم لاهوتی را به اعدام محکوم کرد. در لشکرکشی به خوزستان مأمور دستگیری شیخ خزعل شد؛ مأموریتی که به روایت منابع با توسل به خدعه انجام گرفت و پس از آن تا ۱۳۰۵ حکومت آن ولایت را در دست داشت.
در ۱۳۰۶ فرمانده تیپ مستقل شمال شد و با خدیجه پیرنیا، دختر مؤتمنالملک، ازدواج کرد؛ حاصل این پیوند دو فرزند به نامهای اردشیر و هما بود. این ازدواج بعدها به جدایی انجامید.
اما مسیر او بیفراز و نشیب نبود. در ۱۳۰۸ رئیس امنیه کل مملکتی شد، اما در مأموریت پایاندادن به ناآرامی فارس ناکام ماند و بازداشت شد. در ۱۳۰۹ ریاست شهربانی به او سپرده شد؛ یک سال نگذشته، فرار چند زندانی از زندان قصر خشم رضاشاه را برانگیخت و زاهدی از کار برکنار و زندانی شد. پس از آزادی، مدتی در بخش خصوصی کار کرد، سپس مأمور اداره کل بازرسی ارتش شد و در ۱۳۱۸ پیش از رسیدن به سن قانونی بازنشسته شد.
دهه پرتلاطم بیست؛ از تبعید فلسطین تا کرسی سنا …












