ریحانه اسکندری| خوراک در نگاه نخست زیستشناختیترین نیاز انسان برای تداوم بقا به نظر میرسد، اما در تحلیلهای انسانشناختی و جامعهشناختی، یکی از پیچیدهترین و غنیترین متون نمادین، فرهنگی و طبقاتی جوامع بشری به شمار میرود.
شیوه انتخاب مواد اولیه، تکنیکهای پخت، آداب قرار گرفتن بر سر سفره یا میز، و حتی فرآیند امتناع از خوردن، منعکسکننده ساختارهای قدرت، رفتارهای جنسیتی، مناسبات طبقاتی، هنجارهای مذهبی و دگرگونیهای عمیق تاریخی هستند. هنر هفتم و رسانههای تصویری با بهرهگیری از ویژگیهای دیداری و شنیداری، رفتار غذایی را از یک اقدام غریزی به یک پدیده نشانهشناختی و جامعهشناختی ارتقا دادهاند. سینمای جهان و ایران در طول تاریخ خود بارها از غذا، صنعت آشپزی و آیینهای مرتبط با سفره به عنوان ابزاری تحلیلی برای بازنمایی مفاهیمی نظیر شکاف بیننسلی، تجدد در برابر سنت، تمایزهای اقتصادی، بحرانهای هویتی و همبستگی اجتماعی بهره بردهاند. …











