گروه اندیشه:دکتر جواد حیدری عضو هیات علمی دانشگاه، در مقاله ای که در سایت مشق نو منتشر کرده، روایتی فشرده از کتاب «نیک زیستی: علم و سیاستگذاری [Wellbeing: Science and Policy] اثر ریچارد لایارد معرفی می کند. از نظر حیدری نویسنده کتاب ریچارد لایارد معتقد است اقتصاد متعارف دههها با شاخص تولید ناخالص داخلی، همهچیز را سنجید جز آنچه به زندگی ارزش زیستن میبخشد. علم مدرن «نیکزیستی ذهنی» با رد اولویت مطلق درآمد، خودِ فرد را داور نهایی کیفیت زندگی میداند. این دانش با تلفیق ارزیابی کلی از زندگی، سنجش لحظهای احساسات (لذتگرایانه) و درک معنا و شکوفایی (یودامونیک)، چارچوبی عینی برای سنجش خوشبختی ساخته است. با معرفی واحد اندازهگیری «ولبی» (WELLBY)، اکنون سیاستگذاران میتوانند سودمندی واقعی برنامهها را بر اساس میزان، طول دوره و تعداد افراد بهرهمند از کیفیت حیات بسنجند و بودجهها را به جای توسعهی فیزیکی صرف، به سمت بهبود سلامت روان و روابط انسانی هدایت کنند. بخش نخست این مطلب را در ادامه می خوانید:
**** پیشدرآمد: عددی که همهچیز را میسنجید، جز آنچه اهمیت داشت
بهار ۱۹۶۸، رابرت کندی بر تریبونی در دانشگاه کانزاس ایستاد و جملهای گفت که پس از نیمقرن هنوز لرزه بر اندام اقتصاد متعارف میاندازد: «تولید ناخالص داخلی همهچیز را اندازه میگیرد، جز آن چیزهایی که به زندگی ما ارزشِ زیستن میبخشند.» او تنها یک شعار سیاسی نمیساخت؛ داشت انگشت بر یک خطای تمدنی میگذاشت. برای دههها یک منطقِ معیوب وجود داشت: هرچه سریعتر بشماریم، بهتر زندگی میکنیم. اما اقتصادِ متعارف، در دفترِ حساب خود، ستونی برای اضطراب نداشت. برای تنهایی، برای بیاعتمادی، برای شبی که کسی از ترسِ فردا نخوابیده، برای کودکی که در کلاس درس تحقیر شده… اگر جنگلی را میبریدند، تولید ناخالص داخلی بالا میرفت. اگر کسی بیمار میشد و دارو میخرید، تولید ناخالص داخلی بالا میرفت. اگر ترافیک شهر سنگینتر میشد و بنزین بیشتری میسوخت، تولید ناخالص داخلی بالا میرفت. این عدد، مثل ترازویی بود که فقط وزن را میسنجید و از سلامتی چیزی نمیدانست. …











