اکوایران: نرخ بهره حقیقی منفی یکی از مهمترین نشانههای برهمخوردن تعادل میان سیاست پولی، تورم و ارزش پول ملی است. زمانی که نرخ تورم برای مدتی طولانی بالاتر از نرخ بهره اسمی قرار میگیرد، نگهداری پول در قالب سپرده بانکی جذابیت خود را از دست میدهد و خانوارها و بنگاهها بهدنبال راههایی برای حفظ ارزش دارایی خود میروند. در چنین شرایطی، ارز، طلا، مسکن و سایر داراییها میتوانند به مقصد نقدینگی تبدیل شوند و همین فرآیند، فشار بیشتری بر نرخ ارز و در نهایت بر تورم وارد کند. تصمیم برای سرمایهگذاری در یک دارایی خاص معمولا با نگاه به نرخ بازده آن صورت میگیرد. بهطور مثال زمانی که یک فرد میخواهد پول خود را به عنوان سپرده در بانک سرمایهگذاری کند، اولین سنجه او برای تصمیمگیری نرخ سود سپرده بانکی و سپس قیاس آن با نرخ تورم جاری است؛ اینکه آیا این کار با لحاظ ریسکهای مربوط به نقدشوندگی، سود و زیان و ... به نفعش است یا خیر؟
در اقتصاد ایران که مدت زمان زیادیست تورم بالایی را تجربه میکند و نرخ بهره سیاستی نیز واکنش متناسب با آن نداشته و به عبارتی از تورم عقبمانده، نرخ بهره حقیقی منفی به معضلی تبدیل شده است. این موضوع باعث شده اعتبار سیاستگذار پولی و بانک مرکزی کاهش یابد و یک چرخه خودتقویت شونده از تورم بالا، نرخ بهره حقیقی منفی و مجدد افزایش تورم شکل بگیرد. موضوعی که از چشم تحلیلگران و کارشناسان پژوهشکده پولی و بانکی نیز پنهان نمانده است.
براساس گزارش بازوی پژوهشی بانک مرکزی، نرخ بهره حقیقی منفی میتواند از یک «نتیجه» تورم بالا به یکی از عوامل تشدیدکننده آن تبدیل شود. تجربه ترکیه در سالهای اخیر نمونهای قابل توجه از ورود به چنین چرخهای و سپس تلاش برای خروج از آن است؛ تجربهای که نشان میدهد تغییر مسیر سیاست پولی، اگر با بازسازی اعتبار بانک مرکزی و مدیریت انتظارات همراه شود، میتواند این چرخه را معکوس کند.
چگونه نرخ بهره حقیقی منفی به یک تله تبدیل میشود؟
نرخ بهره حقیقی را میتوان بهطور ساده از تفاضل نرخ بهره اسمی و نرخ تورم بهدست آورد. زمانی که نرخ تورم از نرخ بهره اسمی سپردهها و سایر ابزارهای مالی بالاتر باشد، نرخ بهره حقیقی منفی میشود؛ به این معنا که ارزش واقعی بازدهی داراییهای پولی در طول زمان کاهش پیدا میکند. …












