سوم شهریور بود که مجلس شورای اسلامی با تصویب «ماده ۲ طرح مقابله با نفوذ» اقدام به تشدید تحریمها و محدودیتهای علمی و فرهنگی کشور کرد؛ این بار از مرجعی داخلی. طبق این مصوبه، هرگونه فعالیت و قرارداد اقتصادی، حقوقی آموزشی، اجتماعی، پژوهشی، علمی و فرهنگی در هر قالبی ازجمله «تدوین و نشر کتاب، مجله، مقاله، گزارش، آمار» نیازمند گرفتن مجوز در «سامانه برخط ثبت، مدیریت و نظارت بر ارتباطات خارجی» است.
به گزارش شرق، طبق این مصوبه، هر شخص پیش از اقدام به «اخذ بورسیه تحصیلی، فرصتهای مطالعاتی، همکاری علمی و دانشگاهی، برگزاری یا اعزام یا شرکت در کارگاه و دوره آموزشی و اقامت هنری» باید در سامانه مذکور «خوداظهاری» و مجوزهای لازم را دریافت کند. در همان تاریخ یعنی سوم شهریور ۱۴۰۵ خبر دیگری نیز منتشر شد: «دفتر کنترل داراییهای خارجی آمریکا» دست به تعلیق مجوز عمومی G زده است؛ با لغو این مجوز، دانشگاهها، مؤسسات و پژوهشگران موظف شدند هرگونه تعهدات، فعالیتها و تراکنشهای جاری خود با دانشگاهها، مؤسسات علمی و پژوهشگران و دانشجویان ایرانی لغو کنند.
همینطور با ابلاغ این دستور مؤسسات برگزارکننده دورههای آموزشی ازجمله مؤسساتی مانند تافل، مجوز برگزاری امتحانات خود در ایران را از دست دادند. درحالی که پویایی دانشگاه و علم نیازمند ارتباطات آزاد جهانی است، گفتوگو با اهالی جامعه علمی ایران خبر از یک بنبست بزرگ در ارتباطات آکادمیک ایران میدهد؛ بنبستی ناشی از تلاقی محدودیتهای تحمیلی خارجی با محدودیتهای جدید و سختگیرانه داخلی که به تصویب مجلس رسیده است.
«شیرین احمدنیا»، جامعهشناس و رئیس انجمن جامعهشناسی ایران، هشدار میدهد که پیامد بلندمدت مصوبه مجلس شورای اسلامی میتواند کاهش حضور پژوهشگران ایرانی در شبکههای علمی، دشوارترشدن انتشار مقالات مشترک، کاهش دسترسی به فرصتهای مطالعاتی و منابع علمی، عمیقترشدن انزوای دانشگاهی و در نهایت تشدید مهاجرت نیروهای متخصص باشد.
«محمد» دانشجوی جامعهشناسی هم این وضعیت را سازنده زمینه «خودسانسوری پژوهشی» میداند و آینده را یک «وضعیت انزوای علمی» مینامد. سوم شهریورماه روز تلخی برای اهالی دانشگاه و علم در ایران بود؛ تیغ تیز تحریمها از هر سو باریدن گرفت و پویایی، ارتباطات و جایگاه علمی و دانشگاهی ایران را هدف قرار داد. هراس انجام کارهای پژوهشی …











