تصور کنید بتوانید دوباره صدای یکی از اعضای خانوادهتان را که از دنیا رفته بشنوید یا با او گفتوگو کنید. شاید تصور کنید چنین چیزی فقط در داستانهای علمیتخیلی ممکن است، اما فناوری ممکن است روزی آن را امکانپذیر کند.
به گزارش فرادید؛ توسعه هوش مصنوعیای که صدا و ویژگیهای افراد را تقلید میکند، علاوه بر برانگیختن پرسشهای عمیق درباره حافظه، هویت و معنای زندهبودن پس از مرگ، پرسش دیگری را نیز پیش میکشد: اگر بتوانیم هوش مصنوعیای بسازیم که ظاهراً افراد را به شکل دیجیتالی به زندگی بازگرداند، آیا باید چنین کاری را انجام دهیم؟ و اگر این امر به پدیدهای عادی تبدیل شود، جامعه چه تغییری خواهد کرد؟ مفهوم جاودانگی دیجیتال: فراتر از زندگی جسمانی
افلاطون معتقد بود روح جاودانه است و پس از مرگ نیز به هستی خود ادامه میدهد. بسیاری از فرهنگها نیز به نوعی زندگی پس از مرگ باور دارند؛ از باورهای مصر باستان درباره تولد دوباره فرعونها گرفته تا آیینها و ادیان و باورهای معنوی امروزی.
اما جاودانگی دیجیتال متفاوت است. این مفهوم از هوش مصنوعی استفاده میکند تا نوع تازهای از جاودانگی را ممکن سازد؛ جاودانگیای که در آن دادهها، خاطرات و شاید حتی ویژگیهایی که ما را به آنچه هستیم تبدیل میکنند، ذخیره شوند و پس از مرگ بدن نیز به حیات خود ادامه دهند. در این شکل از بازگشت از مرگ، دیگر نیازی به روح یا حتی در واقع به بدن نیست.
تصور کنید نسخهای دیجیتالی از فردی که دوستش دارید وجود داشته باشد. این آواتار میتواند چیزهایی را که پیشتر به او گفتهاید به یاد بیاورد، به شما توصیه کند و حتی با ادامه تعامل شما با آن تغییر کند. گویی آن فرد هنوز حضور دارد، اما فقط به شکل بازتابی از آنچه بوده است.
این ایده ریشهای چندصدساله دارد. فیلسوف فرانسوی، رنه دکارت، از نخستین متفکران غربی بود که بهطور جدی بررسی کرد چه چیزی ذهن یا خود ما را به بدنمان پیوند میدهد. او از نوعی دوگانهانگاری دفاع میکرد که بر اساس آن میان خود یا ذهن انسان و وجود جسمانی او تفاوت وجود دارد. …











