عصر ایران؛ امیر صدرا صیام- مهر که میآید، فقط فصل عوض نمیشود، حافظه هم ورق میخورد. کافی است از رادیو یا تلویزیون صدای «باز آمد بوی ماه مدرسه» بلند شود یا نغمه آشنای «همشاگردی سلام» به گوش برسد تا ناگهان چیزی درون ما بیدار شود که سالهاست خیال میکردیم فراموشش کردهایم.
انگار مهر، بیش از آنکه یک ماه تقویمی باشد، یک کلید است، کلیدی برای باز کردن درِ اتاقی در حافظه که هنوز نیمکتهای چوبی، بوی کتاب نو، مداد تراشیده، روپوش مدرسه و اضطراب زنگ اول در آن باقی مانده است. اما این خاطره، خاطرهای ساده و یکدست نیست.
برای نسل دهه پنجاه و شصت، آهنگهای مدرسهای واجد یک حس دوگانهاند، هم دلتنگشان میشویم و هم از بازگشتشان کمی دلگیر. هم با شنیدنشان لبخند میزنیم و هم تهِ این لبخند، چیزی شبیه آه وجود دارد.
چرا باید برای روزهایی دلتنگ باشیم که در بسیاری از مواقع، آرزو میکردیم زودتر تمام شوند؟ …












