روزنامه اعتماد نوشت: سخنان اخیر مسعود پزشکیان در گفتوگوی صمیمی با مردم درباره ضرورت گفتوگو با امریکا، فارغ از اینکه درباره جزییات یک تفاهمنامه یا میزان موفقیت آن چه قضاوتی داشته باشیم، یک پرسش اساسی را پیش روی جامعه قرار میدهد: اگر میتوان بخشی از منافع و حقوق کشور را از مسیر مذاکره تامین کرد، چرا باید مذاکره را ذاتا امری مذموم بدانیم؟
رییسجمهور با اشاره به رابطه پرتنش امریکا و چین گفته است: «بزرگترین دشمن امریکا، چین است، چرا دعوا نمیکنند؟ چین کار خودش را انجام میدهد و روزبهروز قویتر میشود.»
این مثال، فارغ از تفاوتهای بنیادین میان شرایط چین و ایران، یک واقعیت مهم را یادآوری میکند: قدرت ملی الزاما با تعداد دشمنیها سنجیده نمیشود، بلکه با توانایی یک کشور برای تامین منافع خود در میان تضاد منافع سنجیده میشود.
چین و امریکا رقیب یکدیگرند، اما رقابت به معنای قطع همه کانالهای ارتباطی نیست. آنها همزمان که بر سر تجارت، فناوری، امنیت و نفوذ جهانی اختلاف دارند، مذاکره میکنند، توافق میبندند، اختلافات خود را مدیریت میکنند و از منافع اقتصادی و ملی خود دفاع میکنند.
این رفتار نه به معنای دوستی است و نه به معنای اعتماد؛ به معنای شناخت واقعیت جهان و استفاده از همه ابزارهای قدرت است. در مورد ایران نیز باید همین تفکیک را جدی گرفت. مذاکره به معنای اعتماد به طرف مقابل نیست. مذاکره به معنای فراموش کردن گذشته نیست. مذاکره حتی الزاما به معنای توافق نهایی نیست. مذاکره یعنی تلاش برای تبدیل اختلافات کنترل نشده به موضوعاتی قابل بحث، قابل معامله و در صورت امکان قابل حل. کشوری که از موضع قدرت مذاکره میکند، چیزی از عزت خود کم نمیکند.
برعکس اگر بتواند بدون جنگ، بدون تحمیل هزینههای سنگین به مردم و بدون از دست دادن حقوق اساسی کشور، بخشی از اهداف خود را محقق کند، در واقع از یکی از مهمترین ابزارهای قدرت ملی استفاده کرده است.
البته دفاع از گفتوگو نباید به معنای سادهانگاری درباره طرف مقابل باشد. مذاکره زمانی معنا دارد که با تضمین، راستیآزمایی، محاسبه هزینه و فایده و آمادگی برای واکنش در صورت نقض تعهدات همراه باشد. همانگونه که رییسجمهور نیز در سخنان خود بر این نکته تاکید کرده که در صورت رعایت نشدن تعهدات، ایران نیز واکنش نشان داده است. …











