مهدی رضایی، نویسنده و کارگردان این فیلم، در گفتوگو با خبرنگار ایلنا درباره قابهای نامتعارف و گاه کج فیلم و نسبت آنها با وضعیت روانی شخصیت گفت: به نظر من جادوی سینما دقیقاً جایی اتفاق میافتد که یک قاب بتواند حسی را منتقل کند که شاید صدها کلمه از بیان کردنش عاجز باشند. در «پدر سنگ» بخشی از روایت در فلشبکها و نماهای اکسپرسیونیستی ذهن شاهین اتفاق میافتد و برای من مهم بود که این بخشها صرفاً روایت تصویری گذشته او نباشند، بلکه مخاطب بتواند وضعیت روانی شاهین را تجربه کند.
او تأکید کرد: به همین دلیل، قابهای نامتعارف و گاهی کج برای من صرفاً یک انتخاب زیباییشناسانه نبودند. این قابها قرار بود بخشی از ذهن شاهین باشند؛ ذهن کودکی که جهان اطرافش برای او دیگر یک جای امن و متعادل نیست.
او ادامه داد: جایی که سلطه پدر را میبینیم، نمیخواستم مخاطب فقط «سلطه» را بفهمد؛ میخواستم آن را حس کند. جایی که شاهین در مقابل این سلطه میایستد و با آن میجنگد، دوست داشتم مخاطب هم همراه او وارد این جنگ شود، درد بکشد، مقاومت کند و این عدم تعادل را تجربه کند. …












