این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
علی نجومی در مطلبی نوشت: تابستان سال ۹۸ تهران انگاری تنور آتش بود. ساعت ۲ بعد از ظهر که میشد انگاری آسفالت خیابان از شدت گرماور میآمد. خلاصه باید خیلی بد شانس میبودی اگر مجبور بودی در آن وقت روز در فضای باز باشی. اما همیشه هم داستان اجبار نیست گاهی جنون نفس کشیدن در زیر سایه چنارهای خیابان ولی عصر شما را مجبور میکند زیر باد کولر نشستن را بیخیال شوی و حرارت بالای ۴۰ درجه را به جان بخری و از خانه بزنی بیرون.
یک روز در همان تابستان بعد از مدتها که قرار بود که موزه بهزاد در کاخ سعدآباد بروم بالاخره اصرار یکی از دوستان جان کارگر افتاد و رفتیم سمت سعدآباد.
تجریش که رسیدیم دیداری با مرغ سوخاریهای لذیذ کابوکی تازه کردیم و گرسنگی که از سرمان افتاد طریق عاشقی یادمان افتاد. …












