فریدالدین حداد عادل، فرزند غلامعلی حداد عادل، در گفتگویی با نشریه «خط»، متعلق به خانه طلاب جوان اظهار کرد: «حاجآقا مجتبی با بچهها خیلی زود رفیق میشد. یادم است ایستاده بودیم و یکی از خانمهای فامیل، بچه به بغل، داخل آمد. هرچه شکلک درآوردیم که بچه را بخندانیم، موفق نشدیم. من بچه را که بغل کردم، شروع کرد به گریه کردن. حاجآقا گفت: ببین، معصوم است و میفهمد؛ تو را شناخته است!»
متن کامل گفتگوی ایشان به شرح زیر است:
عموی شهید ما شیفتهی آقای خامنهای بود. ابوی هم آقا را میشناختند، ولی عموی ما به واسطهی مسئولیتی که در زمان جنگ در کرمانشاه داشتند، با آقای خامنهای خیلی گره خورده و صمیمی شده بودند. به حساب همین رفاقت، در تابستان سال ·۶، آقا را با خانواده دعوت کردند به باغ پدربزرگمان در کرج. برای اولین بار من آقا مجتبای نوجوان را آنجا دیدم. …













