سید مصطفی صابری در روزنامه خراسان نوشت: خیابان، شب، نور پروژکتورهای موکبها و پرچمی سهرنگ، زیبا و غرورآفرین که در هجوم باد به اهتزاز درآمده است؛ این تابلوی ملموس دویست شب گذشته در شهرهای ایران است. دویست شب است که خیابانها با همهمه مردمی که آمدهاند تا تنهایی وطن را پر کنند، جان میگیرند. چای داغ در لیوانهای کاغذی، صدای سرودهای حماسی که از بلندگوها پخش میشود و مردمی که در این تنگنای اقتصادی پای وطن ایستادهاند.
آلفرد شوتز، جامعهشناس، میان دو گونه زمان تمایز میگذارد: «زمان روزمره و تکراری تقویمها» و «زمان زیسته، اصیل و سرنوشتساز». ایران عزیز ما ماههاست در بطن چنین زمان زیستهای نفس میکشد. در روزهای عادی، آدمها در پیله مشغلههای فردی، حسابوکتاب دخلوخرج و روزمرگیهای خستهکننده محصورند؛ اما حمله نظامی دشمن، ناگهان این ریتم یکنواخت را برهم زد و جامعه را به ساحت همسرنوشتی پرتاب کرد. …













