فرارو- مارکوس تنوریو، تاریخنگار، متخصص روابط بینالملل و بنیانگذار و نایبرئیس مؤسسه برزیل–فلسطین (ایبراسپال)
به گزارش فرارو به نقل از میدل ایست مانیتور، در شرایطی که تحولات پرشتاب امنیتی و رویاروییهای منطقهای خاورمیانه را وارد معادلات نوینی کرده است، تحلیلگران بینالمللی ارزیابی پیامدهای درگیریها را فراتر از شاخصهای متعارف نظامی میدانند.
شش ماه از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه (۹ اسفند) میگذرد، اما این جنگ را نمیتوان فقط با میزان خسارتها یا تعداد موشکهای شلیکشده سنجید.
معیار مهمتر این است که آیا واشنگتن و تلآویو به اهداف راهبردی خود رسیدهاند یا نه؛ و واقعیت این است که چنین اتفاقی نیفتاده است. ایران پس از جنگ؛ از صبر راهبردی تا بازدارندگی فعال
هدف این جنگ بسیار فراتر از حمله به تأسیسات نظامی و هستهای ایران بود. قرار بود توان بازدارندگی جمهوری اسلامی از بین برود، در داخل ایران بیثباتی ایجاد شود و محور مقاومت بهطور قاطع تضعیف گردد.
همچنین هدفگذاری شده بود که زمینه برای شکلگیری معماری جدیدی در منطقه تحت هژمونی اسرائیل و با پشتیبانی نظامی آمریکا فراهم شود. اما هیچیک از این اهداف، محقق نشد.
دولت ایران سقوط نکرد، ساختار حکومتی آن فرو نپاشید و تهران همچنان توانایی تحمیل هزینههای سنگین نظامی، اقتصادی و راهبردی به دشمنان خود را حفظ کرده است.
مهمتر از همه، جنگ نهتنها نظام منطقهای موجود را تقویت نکرد، بلکه ضعفهای همان نظمی را آشکار کرد که قرار بود تحکیم شود.
پادشاهیهای خلیج فارس طی دههها بخش بزرگی از امنیت خود را بر چتر نظامی آمریکا متکی کردهاند. با این حال، تحولات اخیر نشان داد که این تضمین امنیتی با محدودیتهای جدی مواجه است.
پایگاهها، تأسیسات راهبردی، زیرساختهای انرژی و مسیرهای دریایی دقیقاً در شرایطی آسیبپذیر شدند که آمریکا حضور نظامی گستردهای در منطقه داشت و حجم عظیمی از نیروهای خود را مستقر کرده بود. ژئوپلیتیک انرژی و اهرم تنگه هرمز
تنگه هرمز به نمادی از این تغییر راهبردی تبدیل شده است. …











