به گزارش ایرنازندگی- دیدن اضطراب یک دوست یا عزیز، ما را به تلاش برای آرام کردن او وامیدارد، اما بسیاری از جملههایی که از سر محبت میگوییم، نتیجهی عکس دارند. دلیلش ساده است: فرد مضطرب قادر نیست احساسش را با منطق کنترل کند. اضطراب یک واکنش واقعی و غیرارادی است، نه ضعف یا بیارادگی. پس بهتر است بدانیم چه جملههایی ناخواسته باعث فشار بیشتر میشوند و چگونه میتوانیم جایگزینهای همدلانهتر استفاده کنیم.
نگران نباش
این جمله شاید دلسوزانه باشد، اما برای فرد مضطرب نه تنها اثری ندارد بلکه حس بیتوجهی را منتقل میکند. فردی که اضطراب دارد از نگرانی خود آگاه است، اما نمیتواند آن را متوقف کند. وقتی به او میگوییم «نگران نباش»، در واقع احساساتش را کوچک و غیرمنطقی جلوه دادهایم. در نتیجه، او احساس میکند جدی گرفته نمیشود و بیشتر در خود فرو میرود. جملهای مانند «میفهمم الان نگرانی خیلی اذیتت میکنه، میخوای برام تعریف کنی چه چیزی باعثش شده؟» به او حس درک و امنیت میدهد.
به خودت متکی باش
در لحظههای اضطراب، مغز و بدن پر از فشار است، تمرکز و تصمیمگیری سخت میشود و فرد حس ناتوانی میکند. توصیهی «به خودت متکی باش» در این موقعیت سنگین به نظر میرسد؛ گویی ما باری تازه به دوش او گذاشتهایم. این نوع جمله به جای اینکه قدرت بدهد، احساس ضعف را بیشتر میکند. بهتر است با همراهی و همکاری، حس حمایت ایجاد کنیم: «دوست داری با هم ببینیم الان چه کاری میتونه حالت رو بهتر کنه؟ من کنارتم.»
اینجوری خودت را مریض میکنی
این جمله در ظاهر هشداردهنده است اما در واقع تهدیدآمیز و ترسزاست. فرد مضطرب خود میداند که حالش خوب نیست؛ گفتن چنین عبارتی فقط به اضطراب موجود، ترسی تازه اضافه میکند، مثلاً ترس از بیمار شدن. درحالیکه بدن و ذهن به طور طبیعی در اضطراب واکنش فیزیکی نشان میدهند، یادآوری خطر در آن لحظه نتیجهی معکوس دارد. جملهای مثل «میدونم این فشار بدنت رو خسته کرده، بیا ببینیم چطور میتونیم آرومت کنیم» کمککنندهتر است.
برو استراحت کن …









