قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایرنا / ۱ ساعت قبل

یک روز عادی در تهران؛ از صف درمانگاه تا کتاب‌هایی که زیر چرخ خودرو جا ماندند

تهران- ایرنا- یک روز پیاده‌روی در پایتخت، خبرنگار را با روایت‌هایی متفاوت از زندگی شهروندان روبه‌رو کرد؛ از بیماران چشم‌انتظار در درمانگاه و موتورسوارانی که توقیف وسیله کارشان معیشت خانواده را تحت تأثیر قرار داده بود تا فروشنده کتابی که بساطشان در میدان انقلاب زیر چرخ خودرو رفت. در میان این روایت‌ها، مشکلات درمانی، معیشتی و اداری، در کنار تنش‌های خیابانی، تصویری چندوجهی از زندگی روزمره در پایتخت ترسیم کرد.
 یک روز عادی در تهران؛ از صف درمانگاه تا کتاب‌هایی که زیر چرخ خودرو جا ماندند

این بخش به‌صورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.

به گزارش ایرنا، روزی را به هوای قدم زدن و پیدا کردن سوژه‌های خبری در خیابان‌های تهران گذراندم؛ شهری که برای بسیاری از مردم، مقصد مهاجرت و محل تحقق بخشی از آرزوهایشان است. از شهرها و روستاهای مختلف، آدم‌هایی به این کلانشهر آمده‌اند؛ یکی برای کار، دیگری برای تحصیل، درمان یا پیدا کردن زندگی بهتر اما تهران در نخستین نگاه، بیش از هر چیز با شلوغی و سرعتش شناخته می‌شود؛ صدای ممتد بوق خودروها، همهمه جمعیت، ازدحام ایستگاه‌های مترو و اتوبوس و مردمی که با عجله از یک نقطه به نقطه دیگر می‌روند.

در این هیاهو، گاهی صدا به صدا نمی‌رسد. با این حال، اگر سرعت قدم‌ها کمی کمتر شود و نگاه از مسیرهای معمول به گوشه‌های شهر برگردد، روایت‌هایی دیده می‌شود که شاید در عبور روزانه از کنار خیابان‌ها کمتر به چشم بیایند. در این یک روز، سه نقطه متفاوت از تهران تبدیل به سه ایستگاه برای مشاهده و گفت‌وگو شد؛ یک درمانگاه، مقابل یک کلانتری و سپس میدان انقلاب.

درمانگاه؛ وقتی شماره نوبت از بیمار جلو می‌زند

ساعت از ۱۰ صبح گذشته بود که به یکی از مراکز درمانی تأمین اجتماعی مراجعه کردم. به پذیرش رفتم، شماره پزشک عمومی را گرفتم و مانند سایر مراجعه‌کنندگان در سالن انتظار نشستم تا نوبتم برسد. سالن انتظار شلوغ بود. برخی بیماران از شهرستان‌های اطراف تهران آمده بودند، برخی سالمند و عصابه‌دست بودند و بعضی دیگر با پرداخت هزینه رفت‌وآمد خود را به درمانگاه رسانده بودند. هر فردی شماره‌ای در دست داشت و منتظر بود نوبتش برسد. در میان انتظار بیماران، صدای پزشک از داخل اتاق ویزیت بلند شد؛ بیشتر از شماره ۸۸ را ویزیت نمی‌کنم، بقیه بروند. برای بسیاری از حاضران، این جمله به معنای پایان انتظار نبود بلکه به معنای ترک درمانگاه بدون ویزیت بود. شماره برخی بیماران از ۸۸ گذشته بود و آنها نمی‌دانستند باید چه کنند. به پذیرش مراجعه کردم. متصدی پذیرش در پاسخ به اعتراض بیماران گفت؛ دکتر نمی‌خواهد ببیند، ما هم نمی‌توانیم به او دستور بدهیم. پذیرش توضیح داد که سه پزشک عمومی برای ۱۲۱ بیمار شماره صادر کرده‌اند و اکنون امکان ویزیت همه آنها وجود ندارد. …





سه شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ - 1 September 2026