این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
به گزارش ایرنا، هر بار که به مطب دکتر میرویم، دکتر نام فرزندانت را میپرسد و تو به زحمت میکوشی به یاد آوری و هر بار که اشتباه میکنی، قلبم مچاله میشود. دوست دارم دکتر به من امید بدهد اما زهی خیال باطل! دکترها هم دیگربیرحمانه توضیح میدهند از کوچک شدن مغز تو میگویند، انگار که از کوچک شدن دنیای من حرف میزنند.
آلزایمر، دزد بیرحمی است که آرام و بیصدا گرانبهاترین گنجینههایت را میرباید؛ خاطراتت را، قصههایت را، نامها و چهرهها را. انگار در خانهی ذهنت، کسی چراغها را یکییکی خاموش میکند و تو را در راهروهایی طولانی و تاریک تنها میگذارد. …













