اوایل هفته جاری بود که ویدئویی کوتاه از جلسه هیات دولت منتشر شد که در آن، مسعود پزشکیان از روند کاری صداوسیما گله کرده و میگوید که خودش هم دیگر برنامههای صداوسیما را نگاه نمیکند.
شاید تماشای همان چند ثانیه شاید برای برخی دلچسب باشد که بالاخره مسعود پزشکیان، در یک نقطه تعارف را کنار گذاشته و گوشهای از واقعیت را گفته است اما اگر واقعبین باشیم، باید به نکتههایی درباره این چند ثانیه اشاره کنیم.
اول اینکه، واکنشهای پیمان جبلی به انتقادات رئیسجمهور جالب توجه است. در همان چند ثانیه دو بار دوربین جبلی را نشان میدهد که هر دو بار در حال لبخند زدن است. قصد این را ندارم که خندههای رئیس صداوسیما را تفسیر کنم. هر بینندهای ممکن است از آن نوع لبخند زدن جبلی برداشتی داشته باشد و بعضی هم باشند که از روزنهها، خوشبینانهترین نگاه را داشته باشند. ولی اجازه دهید با شناختی که از طیف سیاسی نزدیک به رئیس صدا و سیما داریم، به این لبخندها نگاه خوبی نداشته باشیم.
اما نکته مهمتر پیرامون حرفی است که رئیس جمهور زده و لب به اعتراض گشوده است.
اعتراضی که پزشکیان به صورت علنی انجام داده، اعتراض مبارکی است و بعید است که برای اجرای نمایش آن حرفها را زده باشد. ولی نکته این است که آیا رئیس جمهور به تازگی به این امر واقف شده که بسیاری از مردم با صدا و سیما غریبه شدهاند؟ صداوسیما که مدتهاست در سراشیبی قرار گرفته است، همین الان از چند نفر به صورت اتفاقی بپرسید سریالهایهای روز صدا و سیما چه سریالهایی هستند، نتیجه خود گویای واقعیت است. ولی اینکه چرا الان مسعود پزشکیان به این موضوع پی برده، امر دیگری است.
موضوع دیگری که وجود دارد این است که این همه به صداوسیما در دوره پیمان جبلی، نقد شده است، اما آیا راه و روش را اصلاح کردهاند؟ آیا حرکتی بر خلاف تبدیل شدن به تریبون یک گروه تندروه انجام دادهاند؟ اصولا آیا اصلا میشنوند که نقدها و حرفها تاثیری در آنها بگذارد؟ حقیقت این است که راه و روشی که صداوسیما دنبال میکند، نشان دهنده این است که آنها قصد تغییر روش را ندارند و با گله و شکایت هم تغییری در سیاستهای این سازمان رخ نخواهد داد. …












