وزیر آموزش و پرورش از انجام تمام تمهیدات لازم برای بازگشایی مدارس در روز اول مهر و حتی قبل از آن برای نوآموزان خبر داده است.
اگر کسی ۱۰ سال پیش از دنیا رفته و ناگهان به جهان بازگشته باشد و با این خبر روبه رو شود با شگفتی خواهد پرسید مگر قرار بر این است که جز این باشد و چرا باید اتفاقی که هر سال تکرار می شود به مثابه یک خبر فوق العاده از جانب وزیر و به قید تاکید اعلام شود؟
واقعیت این است که بعد از همه گیری بیماری کرونا یا کووید ۱۹ مدارس ایران از اواخر سال ۱۳۹۸ از آموزش حضوری فاصله گرفتند و تا بهار ۱۴۰۰ کمابیش این وضعیت ادامه یافت و آموزش مجازی هیچ گاه نتوانست آن خلأ را پر کند. دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه هم آموزش مجازی را عملا بر آموزش حضوری مسلط کرد و مدارس سوت و کور شدند.
این در حالی بود که مدرسه تنها برای آموزش حساب و کتاب و ادبیات نیست بلکه به مثابه خانه دوم بچه ها فرصت اجتماعی شدن را در اختیار آنها قرار می دهد.
هنوز تبعات کرونا دامن گیر بود که دو جنگ هم اضافه شد.
دانش آموزان دبیرستانی که در آن سه سال از آموزش درست حضوری برخوردار نبودند بعدتر در دانشگاه با مشکلات جدی روبه رو شدند و هنوز این معضل حل نشده بود که همان تعطیلی ها به دلایل مختلف از جنبش مهسا در پاییز ۱۴۰۱ تا آلودگی هوا و جنگ ۱۲ روزه و وقایع دی ۱۴۰۴ و سرانجام جنگ ۴۰ روزه سراغ دانشگاه ها هم رفت و عملا محصلی که از سال ۹۹ وارد مدرسه شد در بیشتر این سال ها نه در مدرسه که در خانه بوده و همین وضعیت به شکلی دیگر در دانشگاه هم رخ داد.
هر چند اندک شور و شرر باقی مانده به لطف فضای مجازی فراهم آمد اما کیست که نداند کافی نبوده است.
حالا دانش آموزان باید از دنیای مجازی پا به دنیای واقعی بگذارند ولی اگر باز با محیطی پرتکرار و کسالت بار رو به رو شوند چه بسا ترجیح دهند به خانه و گوشی بازگردند!
خوش بختانه این واقعیت را وزیر آموزش و پرورش دریافته و وعده ایجاد فضای متفاوت را داده است.
تفاوت فضا اما هنگامی محسوس است که مدارس و کادر آموزشی دریابند متولدان دهه ۹۰ به این سو با دهه ۸۰ هم متفاوت اند چه رسد به این که بخواهند فرمول های دهه های ۶۰ به قبل را برای آنان به اجرا گذارند. …










