رفتار بازار سهام آمریکا پس از آغاز جنگ هرمز تحت تأثیر دو نیروی متفاوت قرار گرفته است. نیروی نخست، «ژئوپلیتیک جغرافیایی» است که از ناامنشدن مسیرهای مهم فیزیکی مانند تنگه هرمز ناشی میشود. نیروی دوم، «ژئوپلیتیک فناوری» است که بر هوش مصنوعی، تراشههای پیشرفته، مراکز داده و قدرت شرکتهای بزرگ فناوری آمریکا تکیه دارد.
از ابتدای مارس، اختلال در هرمز قیمت انرژی، انتظارات تورمی و بازده اوراق را افزایش داده و از این راه بر بازار سهام فشار وارد کرده است. در مقابل، امید به رشد درآمد شرکتهای بزرگ فناوری از ارزش سهام آنها حمایت کرده است. مسیر آینده بازار به این بستگی دارد که کدام نیرو اثر قویتری داشته باشد: فشار ناشی از انرژی و نرخ بهره، یا رشد سود شرکتهای فناوری.
قیمت سهام تا حد زیادی به دو عامل بستگی دارد. عامل نخست، میزان سودی است که انتظار میرود شرکت در آینده به دست آورد. عامل دوم، نرخ بهره و میزان ریسکی است که سرمایهگذاران برای آینده در نظر میگیرند. اگر چشمانداز سود یک شرکت بهتر شود، قیمت سهام آن معمولاً افزایش مییابد. اما افزایش نرخ بهره، تورم و نااطمینانی سیاسی ارزش امروز درآمدهای آینده را کاهش میدهد و بر قیمت سهام فشار وارد میکند.
شرکتهای فناوری در S&P 500 وزن بسیار بالایی دارند. این شاخص به شرکتها بر اساس ارزش بازارشان وزن میدهد. بنابراین، همه ۵۰۰ شرکت حاضر در آن اثر یکسانی بر شاخص ندارند. در پایان اوت ۲۰۲۶، بخش فناوری اطلاعات حدود ۳۶.۸ درصد شاخص را تشکیل میداد. ده شرکت بزرگ نیز در مجموع ۳۷.۶ درصد وزن شاخص را در اختیار داشتند. در میان همین ده شرکت، ۶۲.۳ درصد وزن به فناوری اطلاعات و حدود ۱۹.۹ درصد به خدمات ارتباطی اختصاص داشت.
در چنین شرایطی، افزایش قیمت سهام چند شرکت بسیار بزرگ میتواند کل شاخص را بالا ببرد، حتی اگر بیشتر شرکتهای آمریکایی عملکرد ضعیفتری داشته باشند. به همین دلیل، S&P 500 لزوماً تصویر دقیقی از وضعیت تمام شرکتها یا کل اقتصاد آمریکا ارائه نمیدهد. …












