کتاب تصمیمگیری ورای اعداد
برقراری تعادل میان اطلاعات و شهود نوشته کریستوفر جی. فرانک، پل مگنونه و اودد نتزر، دقیقا بر همین نقطه تاکید دارد. نگاه نویسندگان این کتاب آن نیست که داده و تحلیل کمّی را کماهمیت بدانند، بلکه معتقدند در محیطهای پیچیده، تصمیمگیرندگان موفق کسانی هستند که میان اطلاعات، تحلیل و شهود حرفهای تعادل برقرار میکنند. از دیدگاه آنان، دادهها واقعیتهای قابل اندازهگیری را آشکار میکنند؛ اما این توانایی تفسیر انسان است که مشخص میکند کدام داده اهمیت دارد، چه معنایی دارد و چگونه باید به اقدام تبدیل شود. این نگاه برای اقتصاد و سیاستگذاری عمومی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا اقتصاد یک سیستم پیچیده انسانی است و برخلاف یک رابطه مکانیکی، رفتار آن تنها با چند شاخص عددی قابل توضیح نیست. تورم، رشد اقتصادی، سرمایهگذاری یا نرخ ارز، صرفا اعداد نیستند، بلکه نتیجه تعامل میان نهادها، انتظارات، فناوری، رفتار بنگاهها، کیفیت حکمرانی و شرایط اجتماعی هستند. …












