عقبماندگی ایران را نمیتوان با یک متغیر واحد، یک دوره تاریخی مشخص یا یک تصمیم سیاسی توضیح داد. تاریخ اقتصادی ایران دستکم در یکصد و پنجاه سال گذشته داستان کشوری است که بارها مسیر نوسازی و توسعه را آغاز کرده، زیرساخت ساخته، نظام آموزشی خود را گسترش داده، صنایع جدید ایجاد کرده، دولت مدرن تاسیس کرده و در مقاطعی به نرخهای بالای رشد اقتصادی دست یافته اما نتوانسته است این حرکت را به یک روند پایدار، انباشتی و برگشتناپذیر تبدیل کند. شاید مساله اصلی ایران نه فقدان تجربه پیشرفت، بلکه فقدان تداوم در پیشرفت باشد. ایران بارها حرکت کرده اما بارها نیز متوقف شده؛ ساخته، اما بخشی از آنچه ساخته را در دورهای دیگر فرسوده یا بیاثر کرده؛ اصلاح کرده، اما اصلاحات را به نهادهای پایدار تبدیل نکرده است. از همین منظر تاریخ اقتصادی معاصر ایران را میتوان تاریخ «پاندول توسعه» نامید: حرکت میان پیشرفت و عقبگرد، …
این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
برای فهم این پدیده باید از یک تصور رایج فاصله گرفت؛ اینکه عقبماندگی ایران محصول کمبود منابع، استعداد انسانی یا موقعیت جغرافیایی است. ایران در هیچیک از این سه حوزه کشور فقیری نبوده است. جمعیت قابلتوجه، منابع عظیم انرژی و معدنی، موقعیت ارتباطی میان شرق و غرب، دسترسی به آبهای آزاد، سابقه طولانی تجارت و شهرنشینی و سرمایه فرهنگی و انسانی، همگی ظرفیتهایی بودهاند که بسیاری از کشورهای موفق توسعهیافته در آغاز مسیر خود از آنها برخوردار نبودند. بنابراین پرسش اصلی این نیست که چرا ایران منابع کافی برای توسعه نداشته است؛ پرسش مهمتر این است که چرا این منابع و فرصتها کمتر به نهادهای پایدار توسعه تبدیل شدهاند. …