در ظاهر بنگاههایی داریم که نام بانک را یدک میکشند و باز در ظاهر سپردهگذار و وامگیرنده هم داریم، اما این موسسات به واسطه فرآیند کاری و قوانین و دستورالعملهایی که بدانها تحمیل شده، نقش بانکداری تجاری را ایفا نمیکنند. بانکداری کنونی ما، اولا نمیتواند پروژههای بهینه برای وامدهی را پیدا کند. ثانیا سپرده کافی برای حجم اقتصاد ایران و وام تقاضا شده وجود ندارد. ثالثا عدم توازن میان سپرده و وام به قدری است که نیازمند کمک از بانک مرکزی و افزون شدن کلهای پولی میشود. رابعا به دلیل عدم کسب سود در کسبوکار اصلی بانکداری، بانک به روشهای گوناگون به خود وام میدهد. از این رو، کسبوکار بانک در بانکداری غیرمتعارف ایران تنها جذب سپرده به منظور فاینانس کردن پروژههایی است که خود بانک به اشکال مختلف در حال اجرای آن و کسب سود از آن پروژههاست. در این میان باید تا جای ممکن نشان داد که دستورالعملهای مقام ناظر انجام میشود و ضمنا نشان داد که آنقدر بانک بزرگ است که بانک مرکزی باید در هنگام کم آوردن منابع به آن کمک کند. چنین فرآیند کسبوکاری تنها مختص ماست. علت آن: بانکداری غیرمتعارف.
در بانکداری متعارف، نرخ بهره به قدری است که انگیزه برای سپردهگذاری وجود دارد و در نتیجه بانک تنها با بستهبندی کردن سپرده به وام و دادن آن به بالاترین نرخ موجود، میتواند آن قدری کسب سود کند که نیاز نباشد به بیزینس دیگری فکر کند. در بانکداری متعارف فرنگستان، انگیزه برای کسب سود از طریق بانکداری تجاری وجود دارد و سیستم به گونهای عمل میکند که هم سپردهگذار راضی است و هم وامگیرنده. …












