قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۶ ساعت قبل

مارکسیسم پس از مارکس

تاریخ اندیشه اقتصادی را می‌توان تا حد زیادی تاریخ تلاش برای پاسخ به یک پرسش بنیادین دانست: ثروت چگونه تولید می‌شود و مناسبات اقتصادی چگونه سازمان می‌یابد؟ اما در قرن نوزدهم با گسترش سرمایه‌داری صنعتی پرسش دیگری نیز به تدریج اهمیت یافت: آیا نظامی که بر مالکیت خصوصی، بازار و انباشت سرمایه استوار است صرفا یک شیوه کارآمد برای سازمان‌دهی تولید است یا ساختاری تاریخی و موقتی که سرانجام باید جای خود را به نظامی دیگر بدهد؟ مارکس با طرح این پرسش اقتصاد را وارد قلمرو گسترده‌تری کرد که در آن تولید و توزیع ثروت از تاریخ، قدرت و ساختار اجتماعی جدا نبود. اهمیت مارکس در تاریخ اندیشه اقتصادی تا حد زیادی از همین تلاش برای عبور از اقتصاد به اقتصاد سیاسی ناشی می‌شود.
 مارکسیسم  پس از مارکس

این بخش به‌صورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.

اما در اندیشه مارکس یک جابه‌جایی مهم وجود داشت که بعدها سرنوشت مارکسیسم را تحت تاثیر قرار داد. سرمایه‌داری در ابتدا موضوع تحلیل بود، اما به تدریج به موضوع دگرگونی تبدیل شد. مارکس تنها نمی‌خواست منطق سرمایه‌داری را توضیح دهد؛ او این نظام را در یک روایت تاریخی بزرگ قرار داد که در آن شیوه‌های تولید یکی پس از دیگری ظهور می‌کنند، تضادهای درونی خود را آشکار می‌سازند و زمینه گذار به مرحله بعدی را فراهم می‌کنند. هنگامی که چنین روایتی پذیرفته شود، اقتصاد دیگر صرفا دانشی برای فهم سازوکارهای تولید و مبادله نیست؛ بلکه می‌تواند به نظریه‌ای درباره جهت حرکت تاریخ تبدیل شود. همین نقطه آغاز حرکت مارکسیسم از نظریه اقتصادی به سوی فلسفه تاریخ و سپس سیاست انقلابی بود. …




شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵ - 19 September 2026