هیچکدام از این اتفاقها به تنهایی خبر نیستند؛ اما مجموع آنها مهمترین اتفاقی است که هر روز در ایران میافتد؛ کشور هنوز کار میکند. در کشوری که طی سالهای گذشته با تورم مزمن، تحریم، کاهش قدرت خرید، مهاجرت نیروی انسانی، نااطمینانی، بحرانهای انرژی و فرسایش سرمایه اجتماعی مواجه بوده، اینکه این شبکه عظیم از آدمها همچنان هر روز سر کار حاضر میشوند و وظیفه خود را انجام میدهند، اتفاق بزرگی است.
بخشی از ظرفیت دولت، همین رفتارهای پنهان در روزمره است. دولت فقط رئیسجمهور، وزیر، قانون، بودجه و ساختمانهای عریض و طویل اداری نیست. دولت زمانی وجود پیدا میکند که هر کدام از این افراد کار خود را انجام دهند. سیاست عمومی نهایتا باید از همین کانالهای باریک و روزمره عبور کند تا اثرگذاری داشته باشد و به زندگی مردم برسد. ادبیات بوروکراسی سطح خیابان به این اشاره میکند که کارکنان، خط مقدم خدمات عمومی هستند که سیاستها را در عمل پیاده میکنند نه روی کاغذ. آنچه دولت تصویب میکند یک چیزی است و آنچه شهروند دریافت میکند، چیز دیگری است که شکاف بین این دو را همین بدنه بوروکراسی پر میکند. اما در این میان به «تعهد» کمتر پرداخته شده است. …












