این وضعیت شاید برای ناظران بیرونی گیجکننده به نظر برسد. عملکرد اقتصاد کلان اندونزی نسبتا قوی بوده است: دو دهه رشد اقتصادی ۵درصدی، تورم پایین و کسری بودجه زیر ۳درصد از تولید ناخالص داخلی. اما هم در اندونزی و هم در سراسر آسیای نوظهور، آمار و ارقام شیک و رفاه روی کاغذ، در کنار اعتراض واقعی در خیابان قرار گرفته است. چرا حتی در کشورهایی که رشد اقتصادی دارند، احساس میکنیم توسعه سختتر شده است؟
حرف من ساده است: رشد اقتصادی ترکیب و نوع شغلها را تغییر میدهد. وقتی رشد اقتصادی دیگر نتواند شغلهای امن و امکان ارتقای طبقاتی ایجاد کند، احساس ناامنی از افراد فقیر فراتر رفته و دامان «طبقه متوسط متقاضی پیشرفت» را هم میگیرد. در این حالت، سطح انتظارات مردم بسیار سریعتر از فرصتهای موجود رشد میکند و موانع سیاسی به گره اصلی کار تبدیل میشوند. توسعه دشوارتر شده است …













