تابستان امسال، در تالار رویال آلبرت لندن مشغول تماشای اجرای زیبای خفته بودم که در جریان یکی از بلندپروازانهترین حرکات باله، اتفاقی اندکی نادرست پیش رفت و صدای آه و حیرت آشکاری در میان تماشاگران پیچید. رقصندگان آنقدر سریع خود را بازیافتند و چنان بیوقفه به اجرا ادامه دادند که آن لحظه تقریبا پیش از آنکه بتوانم آنچه را دیده بودم درک کنم، سپری شد. این لحظه نهتنها از تجربه اجرا نکاست، بلکه همان جرقه کوتاه عدمقطعیت، توجه و مشارکت همه را بیشتر کرد؛ زیرا به ما یادآوری کرد که شاهد شکوفایی واقعی توانایی انسانی در لحظهای زنده هستیم، نه تماشای محصولی که بهصورت دیجیتال و بینقص ساخته شده باشد. امکان خطا و نقص بود که این دستاورد را معنادار میکرد.
در عصری که تقریبا هر چیزی را میتوان با دستگاهی بهصورت بینقص بازتولید کرد، همین حاشیه کوچک خطای انسانی در حال تبدیلشدن به یکی از ارزشمندترین چیزهای باقیمانده در بازار است. …









