در نگاه به یک موضوع خاص، زوایایی که نیازمند حجم کافی از تعمق باشند کنار گذاشته میشوند و آن چیزی باقی خواهد ماند که بتواند در سریعترین زمان ممکن بیشترین واکنش را از ما بگیرد. در نتیجه شناخت ما از پدیدههای مختلف، شخصیتهای تاریخی، فرهنگهای متفاوت، ایدئولوژیهای متقابل و هزاران موضوع دیگر تنها محدود به ابعادی خواهند شد که بتوانند در نگاه اول بیشترین میزان توجه را از ما جلب کنند.
تاریخ اقتصاد از این قاعده جدید مستثنی نیست. فهم امروز ما از عقاید اقتصادی، مکاتب اقتصادی و اقتصاددانان بزرگ تاریخ نه در تحولی که ایجاد کردند، بلکه در تقابل آنها با عقاید، مکاتب و سایر اقتصاددانان با نظرات متفاوت شکل گرفته است. محتوای امروز جهان، فریدمن را در مقابل دخالت دولت، کینز را علیه اقتصاد لسهفر و نهادگرایان را بهعنوان مخالفان مدلهای ریاضی ترسیم میکند. فرض کنید پرونده امروز با تیتر «لوکاس، قاتل شماره یک نظریات کینزی» منتشر میشد؛ چه تیتری از این جذابتر؟ اما آیا واقعیت با این جملهبندی منطبق است؟ …













