معدن یکی از بخشهای مهم اقتصاد ایران و از پایههای تحقق رشد اقتصادی هدفگذاریشده در برنامه هفتم است. دستیابی به این هدف، صرفا با افزایش استخراج و تولید یا توسعه زنجیرههای ارزش محقق نمیشود. توسعه این زنجیرهها به فناوری نیاز دارد و در شرایطی که دسترسی به فناوری و سرمایه خارجی با محدودیتهای جدی مواجه است، ایجاد قابلیت فناورانه در داخل کشور اهمیت بیشتری پیدا میکند. سالهاست عبور از خامفروشی در سیاستهای معدنی کشور مورد تاکید است؛ اما توسعه زنجیره ارزش بدون توسعه فناوری مورد نیاز آن امکانپذیر نیست. فناوریهای جدید میتوانند امکان فرآوری مواد معدنی پیچیدهتر، افزایش بازیابی، کاهش مصرف آب و انرژی، هوشمندسازی، ارتقای بهرهوری و تولید محصولات جدید را فراهم کنند. بخش مهمی از این راهحلها نیز میتواند از ظرفیت نخبگان جوان کشور شکل بگیرد.
مساله ما کمبود ایده نیست؛ مساله، کامل نبودن مسیر ایده تا کاربرد صنعتی است. اگر مساله واقعی صنعت بهدرستی تعریف شود، برای حل آن تقاضای مشخص ایجاد شود، سرمایه بنگاهها پشت این تقاضا قرار گیرد و امکان آزمودن فناوری در معدن و کارخانه واقعی فراهم شود، رابطه میان نخبه و صنعت شکل متفاوتی پیدا میکند. در این مدل، نخبه صرفا ایده خود را عرضه نمیکند؛ برای حل یک مساله واقعی، با مشتری و مسیر مشخص تجاریسازی روبهرو است. بخش مهمی از ظرفیت لازم برای این کار نیز در خود صنعت وجود دارد. بنگاههای بزرگ معدنی و فولادی هم سرمایه دارند و هم مسائل واقعی و زیرساخت لازم برای آزمودن فناوری. برخی از آنها نیز طی سالهای اخیر به سمت ایجاد سرمایهگذاری خطرپذیری (CVCها) و سازوکارهای نوآوری حرکت کردهاند. بنابراین راهحل لزوما ایجاد یک ساختار جدید نیست؛ میتوان ظرفیتهای موجود را به یک شبکه مشترک برای حل مسائل راهبردی معدن متصل کرد. …












