سال ۱۴۰۱ بود. کتاب "خمره" هوشنگ مرادی کرمانی برای مطالعه جمعی در حلقه کتاب انتخاب شده بود. کتاب را انتشارات معین چاپ کرده بود. تا آن روز نه می دانستم که معین ناشر کتاب های مرادی کرمانی است نه دفترشان را بلد بودم و نه می دانستم اسم اهالی این انتشارات می رود توی لیست دوستانی که می شود دقایقی کنارشان نشست و از کتاب گفت و گفت.
با یک جستجو توی گوگل پیدایشان کردم. همین کوچه پایینی دفتر جماران بودند. کوچه فاتحی داریان. شماره شان را که گرفتم صدای ضبط شده خانم جوانی که بعدها فهمیدم صدای دریاست مرا به خانم دیگری وصل کرد که مسئولیت فروش که نه مسئولیت انتشار مهربانی در دفتر را عهده دار است. قرار و مدارمان را گذاشتیم. باید برای صحبت های دقیق تر حضوری خدمتشان می رسیدم.
پله های انتشارات را که گرفتم رفتم بالا اولین چیزی که توجهم را جلب کرد قاب عکسی از استاد مرادی کرمانی بود که توی راهرو درست مقابل در ورودی دفتر زده شده بود. …














