امروز هر مسئول و هر کنشگر سیاسی یک مسئولیت ساده دارد. اگر نمیتواند مشکلی را حل کند، دستکم نباید بر آن بیفزاید. اگر نمیتواند امید بزرگی ایجاد کند، نباید ناامیدی تولید کند. اگر نمیتواند از آرامش جامعه بکاهد، مراقب باشد بر التهاب آن نیفزاید.
روزنامه جمهوری اسلامی در مطلبی با عنوان «پنج راهکار برای آرامش جامعه» به قلم قادر باستانی تبریزی نوشت: مسئله امروز این نیست که چگونه مردم را به تحمل بیشتر دعوت کنیم. مسئله این است که چگونه فشار را از روی آنها کمتر کنیم. برای این کار چند اقدام فوری میتوان انجام داد.
آرامش جامعه بخشی از امنیت ملی است. مردم بیش از هر زمان دیگری به نشانههای روشن از بهبود و اطمینان به آینده نیاز دارند. گرانی، کاهش قدرت خرید، هزینههای درمان و نگرانی از آینده، فشار زیادی بر زندگی مردم وارد کرده است. راه کاهش این فشار، شنیدن نگرانیهای مردم و برداشتن گامهای ملموس برای بهبود زندگی آنهاست.
آرامش زمانی شکل میگیرد که مردم آثار این تغییر را در زندگی روزمره خود ببینند. از این رو، تلطیف فضای جامعه و تقویت امید به آینده، یکی از فوریترین وظایف حکمرانی و همه کنشگران سیاسی و اجتماعی است.
برای فهم این مسئله باید میان سه موضوع تفاوت بگذاریم. واقعیتهای زندگی مردم، برداشت آنها از این واقعیتها و روایتی که رسانهها از شرایط کشور ارائه میکنند. این سه موضوع به هم مرتبطبند، اما یکی نیستند.
واقعیتهای زندگی بر برداشت مردم اثر میگذارد و روایت رسانهای نیز میتواند این برداشت را تقویت یا تضعیف کند. روایت رسانهای مهم است، اما نمیتواند جای واقعیت را بگیرد. وقتی قیمتها هر روز تغییر میکنند، وقتی خانوادهای برای خرید مواد غذایی یا پرداخت هزینه درمان مشکل دارد و وقتی مردم آینده اقتصادی خود را مبهم میبینند، نمیتوان با خبر و تحلیل تلویزیونی این نگرانی را از بین برد.
این تجربه را در سالهای گذشته بارها دیدهایم. گاهی از رسانه انتظار داریم کاستیها و ضعفهای بخشهای دیگر را جبران کند. رسانه میتواند به فهم بهتر مسائل و کاهش نگرانیها کمک کند، اما نمیتواند به تنهایی واقعیت اقتصادی زندگی مردم را تغییر دهد. هرچه فاصله میان واقعیت زندگی مردم و روایت رسانهای بیشتر باشد، اثرگذاری رسانه کمتر میشود. …












