به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، کافی است نیم ساعت دم غروب کنار سطلهای میوه یک ترهبار یا دخل یک سوپرمارکت در جنوب شهر بایستید؛ آنوقت معنای واقعی «اقتصاد» را نه از لابلای مصاحبههای شیک مدیران، بلکه از دستهای لرزان پدری میفهمید که کیسه سیب زمینی یا تخممرغ را وزن میکند و بعد دانهدانه از کیسهاش بیرون میگذارد. مرداد ۱۴۰۵ برای مردم کف خیابان فقط یک ماه از تقویم نبود؛ ماه عقبنشینی دوباره طبقه کارگر و فرودست از بدیهیترین نیازهای انسانیشان بود. سفرهای که ۱۲۸ درصد آب رفت؛ تغذیه قربانی اول گرانی
پشت عدد ۱۲۸٫۱ درصدی تورم نقطهای خوراکیها، یک فاجعه خاموش خوابیده است. در روانشناسی فقر، اولین چیزی که خانوادههای کمدرآمد برای دوام آوردن قطع میکنند، «کیفیت غذا» است.
وقتی خوراک نسبت به سال قبل بیش از ۱۲۸ درصد گران میشود، یعنی، شیر، ماست و تخممرغ رسماً از صبحانه کودکان کارگری پر کشیدهاند. گوشت قرمز و سفید مدتهاست تبدیل به خاطره شده و حبوبات هم دیگر پناهگاه ارزانی نیست. …













