به گزارش رکنا، در قسمت دوم، سرهنگ گروسی از رسیدن به یک کوچه بن بست گفت؛ جایی که پلاک ۱۳ وجود نداشت و سه پلاک مشابه کارآگاهان را با یک معمای تازه روبه رو کرده بود. ماموران وارد یکی از خانه ها شدند، اما ابتدا تصور کردند طبقه بالای ساختمان خالی است. آنها آماده ترک محل بودند که ناگهان صدای یک کودک را شنیدند.
همین صدا مسیر عملیات را تغییر داد.
در قسمت سوم، روایت سرهنگ گروسی به لحظه ای می رسد که ماموران می فهمند بالای ساختمان یک بهار خواب وجود دارد و دو مرد جوان در آنجا ساکن هستند؛ دو نفری که ادعا کرده بودند کودک، برادرزاده یا خواهرزاده آنهاست.
اما در عملیات آدم ربایی، پلیس نمی تواند به ظاهر ماجرا اعتماد کند. احتمال وجود سلاح و خطر آسیب رسیدن به کودک، باعث شد ماموران بدترین سناریوی ممکن را در نظر بگیرند.
لحظه ورود به مخفیگاه
سرهنگ محمد گروسی:
سرگرد فتوت گفت صدای بچه از طبقه بالاست. مثل اینکه این ساختمان یک بهار خواب هم داشت. …














