به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، ایران، سرزمینی که در نقشههای جغرافیایی جهان، همچون نگینی در چهارراه تمدنها میدرخشد، در حافظه تاریخی بشر فراتر از یک نام، تداعیگر شکوه معماری، تنوع اقلیمی و غنای فرهنگی است. از قلههای سرافراز البرز و زاگرس تا کویرهای اسرارآمیز لوت و سواحل نیلگون خلیج فارس، این سرزمین مجموعهای بینظیر از بکرترین جاذبههای طبیعی را در خود جای داده است. با این حال، وقتی به آمار و ارقام گردشگران ورودی به کشور مینگریم، با شکافی عمیق میان ظرفیتهای موجود و واقعیتهای موجود مواجه میشویم. چرا کشوری که در فهرست میراث جهانی یونسکو، جایگاهی رفیع دارد، همچنان در جذب سهم واقعی خود از بازار جهانی گردشگری با چالشهای جدی دستوپنج نرم میکند؟
گردشگری، به عنوان صنعتی نامرئی، موتور محرک اقتصادهای پویاست. ایران به دلیل برخورداری از پیشینهای چند هزارساله، تنوع بینظیر اقوام و آدابورسوم و اقلیم چهارفصل، پتانسیلی دارد که میتواند آن را به قطب اول گردشگری در منطقه غرب آسیا تبدیل کند. اما این پتانسیل، سالهاست که در محاصره دو عامل مخرب تحریمهای ظالمانه و پروژه ایرانهراسی قرار گرفته است.
رسانههای غربی با اتخاذ رویکردهای غیرحرفهای، تصویری خاکستری و ناامن از ایران ارائه دادهاند. این عملیات روانی، در کنار تحریمهای بانکی و مالی که عملاً ارتباطات پولی ایران را با شبکه جهانی قطع کرده، مانعی بزرگ بر سر راه گردشگرانی ایجاد کرده است که مشتاق کشف حقیقت این سرزمین هستند. گردشگر خارجی، پیش از آنکه نگران امنیت باشد، نگران دسترسی است؛ نگران اینکه چگونه در کشوری که سیستم بانکیاش به سوئیفت متصل نیست، هزینههای سفر خود را بپردازد و چگونه با پول نقد، بدون احساس خطر، در شهرها جابهجا شود. این چالش، نه یک مانع کوچک، که یک سد راهبردی در توسعه گردشگری ایران بوده است.
در جهان امروز، گردشگری که عادت دارد با یک کارت اعتباری بینالمللی، از شرق تا غرب عالم را سفر کند، وقتی با فضای اقتصادی ایران مواجه میشود، دچار شوک میگردد. ناآشنایی با سیستم بانکی داخلی، دشواری تبدیل ارز و ضرورت حمل مقادیر زیادی پول نقد، نه تنها برای گردشگر «ناخوشایند» است، بلکه «ناامن» نیز تلقی میشود. …












