به گزارش مشرق، شایدبرای شما هم پیش آمده باشد؛ مدتی تصمیم گرفتهاید دیگر پیام ندهید، تماس نگیرید، در شبکههای اجتماعی کمتر دیده شوید و حتی اگر کسی سراغتان را گرفت، پاسخ ندهید. در ذهنتان یک سؤال شکل میگیرد: «اگر واقعاً برایش مهم باشم، بالاخره نبودنم را متوجه میشود؟»
اما همیشه این اتفاق نمیافتد. گاهی شما ناپدید میشوید و دنیا تقریباً همانطور که بوده ادامه پیدا میکند. نه پیامی میآید، نه تماسی، نه کسی که بگوید «کجایی؟»
این تجربه میتواند دردناک باشد؛ چون آدم را مجبور میکند با یک احتمال ناخوشایند روبهرو شود: شاید رابطهای که برای شما بسیار مهم بوده، برای طرف مقابل همان اندازه اهمیت نداشته است.
با این حال، روانشناسی میگوید ماجرا کمی پیچیدهتر از این است که بگوییم «اگر کسی دلتنگت نشد، پس دوستت نداشته است.»
غیبت شما همیشه آزمون عشق نیست
یکی از اشتباههای رایج این است که «ناپدید شدن» را به یک آزمایش برای سنجیدن علاقه دیگران تبدیل کنیم. یعنی عمداً سکوت کنیم تا ببینیم چه کسی سراغمان را میگیرد.
مشکل اینجاست که آدمها واکنشهای متفاوتی به سکوت و فاصله دارند. یک نفر ممکن است فوراً تماس بگیرد، دیگری تصور کند شما به فضا نیاز دارید و نفر سوم اصلاً متوجه تغییر رفتارتان نشود.
بنابراین، سکوت شما لزوماً پاسخ دقیقی به این سؤال نمیدهد که «چه کسی دوستم دارد؟»
آنچه اهمیت بیشتری دارد، کیفیت رابطه در زمانی است که ارتباط وجود دارد.
پژوهشهای حوزه روابط نشان میدهند یکی از عوامل مهم در کیفیت رابطه، چیزی است که روانشناسان آن را «پاسخدهی ادراکشده» مینامند؛ یعنی اینکه فرد احساس کند طرف مقابل او را میفهمد، برایش اهمیت قائل است و به احساسات و نیازهایش پاسخ میدهد. این احساس با صمیمیت، رضایت از رابطه و بهزیستی ارتباط دارد.
پس شاید سؤال مهمتر این نباشد که «وقتی ناپدید شدم چه کسی دنبالم آمد؟» بلکه این باشد که «وقتی حضور داشتم، چه کسی واقعاً من را میدید؟»
چرا نبودن بعضی آدمها اصلاً دیده نمیشود؟
رابطهها فقط با تعداد پیامها و تماسها سنجیده نمیشوند. ممکن است فردی هر روز با شما در ارتباط باشد اما از نظر عاطفی حضور چندانی نداشته باشد.
برعکس، ممکن است شخصی کمتر پیام بدهد اما وقتی با او صحبت میکنید، احساس کنید شنیده و فهمیده شدهاید. …













