به گزارش مشرق ، «بارهاوبارها از هنرمندان شنیدیم که وقتی از آنها خواسته شد این نامه (نامهای برای حمایت از فلسطین) را امضا کنند، گفتند با آن موافقند؛ اما از مجازاتش میترسند.» این جمله را مارک رافالو بعد از قرارگیری اسم او و چند هنرمند دیگر در لیست سیاه هالیوود، بیان کرد؛ لیستی که آدمها را بهخاطر موضعگیریهایشان در طرفداری از ایران و فلسطین تحت بایکوت قرار میداد؛ اما رافالو نمیدانست که قرار است چند هزار کیلومتر آنطرفتر از استودیوهای آمریکایی و چهار ماه بعد یک بازیگر ایرانی در خاک خودش، بهخاطر حمایت از مظلوم تحت بایکوتی مشابه قرار بگیرد.
فرار پشت افکار عمومی ساختگی
بیانیه روابطعمومی نمایش «آرش»، وقتی به علل کنار گذاشتهشدن نوید محمدزاده میپردازد، روی عبارتی عجیب و درعینحال آشنا دست میگذارد؛ «مطالبه برخی مخاطبان برای عدم حضور او به دلیل حواشی پیشآمده». اما دقیقاً منظور از این «مخاطبان» چیست و سازندگان اثر، کدامین جامعه را ملاک تصمیمگیری چکشی خود قرار دادهاند؟ اگر منظور از جامعه، همان بدنه اصلی مردم، اهالی واقعی تئاتر و مخاطبان شناسنامهدار فرهنگ است که چنین مطالبه شتابزدهای هرگز در میان آنها دیده نشد؛ اما اگر متر و معیار سازندگان، «جامعه سایبری در اینستاگرام و شبکههای اجتماعی» است، ماجرا وارد فاز تازهای از تناقض و سادهانگاری میشود.
تسلیمشدن در برابر فشار، کامنتهای سازمانیافته و هجمههای اکانتهای مستعار در فضای مجازی، به معنای واگذاری صندلی تصمیمگیری به الگوریتمها و سایبریهاست. اتکا به جوسازیهای مجازی برای حذف یک نفر، نهتنها نشاندهنده نبود استقلال حرفهای در مدیریت یک پروژه فرهنگی است؛ بلکه سردرگمی شدید بانیان اثر در تشخیص «مخاطب واقعی» از «موجهای هدایتشده» را برملا میکند. اگر قرار باشد هر اظهارنظر انسانی یا سیاسی یک بازیگر، با خطدهی اکانتهای سایبری به حذف او بینجامد، دیگر سنگ روی سنگ امنیت شغلی در عرصه هنر باقی نخواهد ماند.
سناریوسازی …












