اقتصاد۲۴- تغییرات در عالیترین سطح مدیریتی شرکتهای بزرگ فناوری جهان، میتواند به عنوان رویدادهایی استراتژیک و درسآموز در عرصه اقتصاد بینالملل مورد توجه قرار بگیرند. جابهجایی اخیر در رأس هرم مدیریتی شرکت اپل و پایان دوران طولانیمدت صدارت تیم کوک، یکی از همین مقاطع کلیدی است. کوک که پس از درگذشت استیو جابز افسانهای در سال ۲۰۱۱ سکان هدایت باارزشترین شرکت جهان را در دست گرفت، در طول حدود ۱۵ سال حضور مستمر خود، ارزش بازار اپل را به رقم حیرتانگیز ۴ هزار میلیارد دلار رساند؛ جهشی تاریخی که نه محصول یک اتفاق تصادفی، بلکه دستاورد مستقیم صلابت یک مدل مدیریتی منحصربهفرد است.
اکنون که جان ترناس در آستانه موج تازه فناوریهای پیشرفته و هوش مصنوعی روی صندلی کوک مینشیند، بازخوانی علل موفقیت این ساختار میتواند درسهای عمیقی برای نظامات مدیریتی و اقتصادی در کشورهای در حال توسعه داشته باشد.
البته ارزش بازار اپل را نمیتوان به عملکرد یک مدیرعامل تقلیل داد. رشد این شرکت حاصل مجموعهای از عوامل شامل قدرت برند، نوآوری محصول، وفاداری مشتریان، توسعه اکوسیستم نرمافزاری و سختافزاری، گسترش خدمات و شرایط بازار سرمایه بوده است. اما اهمیت دوره مدیریت کوک در جای دیگری قرار دارد. او نشان داد که یک مدیرعامل میتواند بدون آنکه هر سال مسیر شرکت را دگرگون کند، استراتژیهای موجود را اصلاح و بهتدریج تکمیل کند.
اپل در این دوره فقط به دنبال تولید یک محصول جدید نبود؛ بلکه به سمت ساختن یک اکوسیستم درآمدی متنوعتر حرکت کرد؛ از خدمات و اشتراکها گرفته تا پوشیدنیها و توسعه تراشههای اختصاصی. همین تداوم استراتژیک است که تجربه اپل را برای بحث درباره کیفیت مدیریت، فراتر از داستان موفقیت یک شرکت فناوری میکند. اپل؛ ثباتی که اتفاقی نبود
تحلیلگران اقتصادی و کارشناسان مدیریت استراتژیک، موفقیت چشمگیر اپل را پیش از آنکه ناشی از ابداعات تکنولوژیک صرف بدانند، مرهون فضایی میدانند که اصطلاحاً «ثبات ساختاری و افق دید بلندمدت» نامیده میشود. بررسی تاریخچه این غول فناوری نشان میدهد که طی بیش از سه دهه گذشته، تنها چند نام محدود بر اریکه مدیریت آن تکیه زدهاند. …











