پیدایش مدرسه جدید در ایران تنها تغییر شیوه درس دادن نبود؛ با پرسشی درباره آینده کشور همراه شد: چه باید آموخت تا بتوان جهان را بهتر شناخت و زندگی را سامان داد؟ برای پاسخ دادن به این پرسش، کسانی ایستادگی کردند تا مدرسه جایی در زندگی ایرانیان پیدا کند.
مدرسه پا گرفت. به شهرها و روستاها رفت، در خاطره نسلها جا باز کرد و اول مهر را به یکی از قرارهای آشنای زندگی ما بدل ساخت. اما ساختن مدرسه با بالا رفتن دیوارهایش تمام نمیشود. هنوز هم میتوان کلاسی داشت که کودک در آن چیزی بفهمد و کلاسی که تنها ساعتهایش بگذرند.
تفاوت این دو را از نمای ساختمان نمیشود تشخیص داد.آموزش و پرورش را می توان «وسیعترین فصل مشترک دولت و ملت» دانست. برای فهم این تعبیر، کافی است به رفتوآمد هرروزه میان خانه و مدرسه نگاه کنیم. خانواده صبح فرزندش را به کلاس میسپارد و عصر، از حرفهای او درمییابد روزش چگونه گذشته است: آیا درس را فهمیده، آیا دوستی پیدا کرده، آیا توانسته سؤالی بپرسد؟ کیفیت یکی از مهمترین نهادهای کشور، هر روز در همین روایتهای کوتاه به خانه مردم میرسد. …

![[دکتر روزبه کردونی] مدرسهای که هنوز باید ساخت](/news/u/2026-09-23/ettelaat-9vv8s.webp)











