این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
امیر و کفش های کتانی
...من هم یکی از خدمه پروازی بودم که از امیر خواستم عازم این مأموریت شود. پافشاری من در نرفتن به آن ماموریت، خستگی ناشی از مأموریتهای قبلی بود. بنابراین امیر قبول کرد همراه با ۱۰ خدمه دیگر تن به این مأموریت و پرواز بیبازگشت بدهد.
در آخرین لحظات که پرههای هلیکوپتر ۲۱۴ به گردش درآمده بود، امیر را با ماشینم به خط پرواز رساندم. او در حالی که ساکی از وسایل شخصیاش را حمل میکرد و کتانیسفیدی به پا کرده بود، دنبالم میآمد.
لحظهای بعد هلیکوپتر از زمین کنده شد و در دل آسمان نیمه ابری شهر اصفهان در جهت جنوب شرق کشور یعنی استان بلوچستان، از نظر پنهان شد. …












