به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، ما درگیر یک جنگ ترکیبی اعم از نظامی، شناختی و رسانهای هستیم؛ واقعیتی که چشم برداشتن از هر یک از این جبههها میتواند زمینهساز آسیبهای بیشتر به کشور شود.
در چنین شرایطی، جنگ تنها در میدان نظامی رخ نمیدهد. همزمان با وقوع یک حمله، تلاش برای شکل دادن به ادراک عمومی، تعیین مقصر، تغییر چارچوب پرسشها و ارائه روایتی متفاوت از واقعیت نیز آغاز میشود.
تجربه موضوعات گذشته، از جمله ماجرای دیماه ۱۴۰۴ و همچنین میناب، نشان داده است که در مواردی تلاش شده است با تغییر چارچوب روایت، جایگاه جانی و مظلوم جابهجا شود.
از تلاش پهلویچیها برای مقصر جلوه دادن جمهوری اسلامی در جنایت علیه میناب گرفته تا آنچه اکنون در ماجرای سیریک شاهد آن هستیم، یک الگوی مشترک قابل مشاهده است: تلاش برای انتقال مسئولیت از عامل حمله به موضوعات فرعی و ثانویه. سیریک و آغاز یک عملیات روایتسازی
بلافاصله پس از جنایت سیریک، روایتهایی به زبان فارسی در فضای مجازی منتشر شد که مدعی بودند مسئولیت حمله به عروسی سیریک متوجه جمهوری اسلامی است.
صرفنظر از منبع این روایتها، مسئله مهم آن است که در مواجهه با چنین ادعاهایی باید پرسشهای اصلی را از پرسشهای انحرافی تفکیک کرد.
نخستین پرسش در یک حمله نظامی باید درباره عامل حمله، ماهیت اقدام، هدف قرار گرفتهشده و مسئولیت ناشی از آن باشد. تغییر این پرسش به موضوعاتی مانند اینکه «چرا مردم در این منطقه حضور داشتهاند؟» یا «چه کسانی افراد غیرنظامی را در معرض خطر قرار دادهاند؟» میتواند عملاً جایگاه حقوقی مسئله را تغییر دهد. ضرورت تفکیک مسئولیت عامل حمله از مباحث فرعی
در شرایط جنگی، ارزیابی یک حادثه نظامی نیازمند توجه به قواعد حقوق بشردوستانه بینالمللی است. در این چارچوب، غیرنظامیان و اشخاصی که مستقیماً در مخاصمه مشارکت ندارند، از حمایت برخوردارند و حملات نیز نمیتواند صرفاً با طرح ادعاهای سیاسی یا رسانهای توجیه شود.
از همین رو، تبدیل مسئله از «چه کسی حمله کرده و آیا اقدام صورتگرفته با قواعد حقوق بشردوستانه سازگار بوده است؟» به «چه کسانی کودکان را در معرض خطر قرار دادهاند؟» میتواند موجب جابهجایی مسئولیت و منحرف شدن افکار عمومی از پرسش اصلی شود. …












