به گزارش خبرنگار شانا، جنگ همیشه در میدان نبرد اتفاق نمیافتد. گاهی صدای آن به پالایشگاهها، خطوط انتقال و تأسیسات حیاتی میرسد و آنجا، در فاصلهای دور از چشم مردم، نبرد دیگری آغاز میشود. صنعت نفت و گاز دو بار این آزمون سخت را تجربه کرد: نخست در جنگ ۱۲روزه و سپس در جنگ تحمیلی سوم. هر دو بار، بخشی از تأسیسات هدف قرار گرفت، اما شبکه گاز باید پایدار میماند؛ خانهها گرم میماندند و فعالیت نیروگاهها و صنایع نباید متوقف میشد.
در جنگ ۱۲روزه، تجربهای شکل گرفت که بعدها به سرمایهای برای مدیریت بحران تازه تبدیل شد. بازسازی سریع تأسیسات آسیبدیده پالایشگاه فجرجم نشان داد که فاصله میان یک حمله و احیای آن به چرخه، میتواند با تکیه بر توان فنی و عملیاتی کشور کوتاه شود. همین تجربه، در جنگ تحمیلی سوم به کار آمد؛ زمانی که دامنه آسیبها گستردهتر شد و ۴ پالایشگاه گاز در پارس جنوبی هدف قرار گرفتند.
تجربه ۱۲ روزه، پشتوانه روزهای سختتر
در جنگ تحمیلی سوم، بخشی از ظرفیت فرآورش و تولید گاز شیرین کشور از چرخه خارج شد؛ اتفاقی که میتوانست زنجیره تأمین انرژی را با اختلال جدی روبهرو کند. اما این بار، تجربه جنگ ۱۲روزه در کنار آمادگیهای ایجادشده پیش از بحران قرار گرفت و مجموعه صنعت نفت و گاز از همان ساعتهای نخست، مسیر مقابله با پیامدهای حمله را آغاز کرد.
سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران، با اشاره به همین تجربه گفت که در جنگ تحمیلی سوم، با استفاده از تجربههای ارزنده جنگ ۱۲روزه و سازوکارهای ارتباطی ایجادشده، مدیریت بحران گازرسانی انجام شد. نشستهای ستاد بحران شکل گرفت و تصمیمها بهصورت مستمر دنبال شد تا آسیب به پالایشگاهها، به اختلال در گازرسانی کشور منجر نشود.
در این میان، مدیریت یکپارچه در وزارت نفت نیز اهمیت ویژهای پیدا کرد. محسن پاکنژاد، وزیر نفت، از نخستین روز جنگ با برگزاری نشستهای روزانه و رصد مستمر شرایط، تصمیمهای لازم را برای حفظ پایداری زنجیره انرژی دنبال کرد.
نتیجه این تلاشها برای مردم شاید فقط در یک جمله خلاصه شود: گاز قطع نشد. اما پشت همین جمله کوتاه، ساعتها کار، تصمیمگیری، نگرانی و ایستادگی نیروهایی قرار داشت که در سختترین شرایط، اجازه ندادند بحران به خانههای مردم برسد.
وقتی شبکه زیر فشار جنگ پایدار ماند …










