شاید اگر ما از همان لحظه نخست غیبت صغری میدانستیم غیبت بهمعنای قطع ارتباط با امام نیست و گونهای خاص و تربیتی از ارتباط سازنده مردم با امام است، این بار دوری خودخواسته و خودساخته را برای ۱۱۸۸سال بر دوش نمیکشیدیم. در تمام طول این دوره نیز ارتباط با امام ممکن بود و لااقل میتوانستیم با توقیعات و نقل تشرفات، همان کاری را بکنیم که امروز با پیامهای تحولآفرین امام میکنیم. غیبت امام امروزمان در این صحنه حساس، نشانه و راهی است برای درک معنای غیبت و گذراندن آن بهسمت ظهور؛ همانطور که غیبت طراحیشده بنیامین در آستانه ظهور یوسف، بشارتی بود بر پایان غیبت او و راهنمایی برای یافتن گمشده یعقوب در مصر.
اما در این چله پنجم که ظاهرا باید نام تابآوری را بر آن گذاشت، با نتیجه دادن مقاومت و وحدت مردم در صحنه و محکم شدن صحنه نبرد در ابتدای چله، بهویژه با تثبیت فرماندهان و مسئولان جنگ روشن است دشمن این بار تابآوری مردم را که پیشتر در کنار خطای دستگاه محاسباتی مسئولان مورد تذکر امام واقع شده بود هدف گرفته است. مقابله با این کیفیت از حضور و نقشآفرینی، هم میتواند جنبههای خارجی نظامی و تبلیغاتی داشته باشد و هم متأسفانه جنبههای رسانهای و سیاستی داخلی. در این خصوص دوم باید اشتباهات مسئولان و دولتمردان را هم اگرچه صِرف یک خطا باشد، در کنار مداخلات عوامل نفاق و نفوذ، در این دسته مهم قرار داد. این بعد داخلی مقابله از آن جهت مهم بلکه مهمتر از بعد خارجی است که فراتر از تحریک افکار عمومی مشترک در هر دو بعد و بسیار مؤثرتر از تخریب نظامی زیرساختها، مستقیما به سیاستها و اجرای سیاستهای داخلی بهویژه در حوزه اداره اقتصاد و معیشت دسترسی دارد. در اینجاست که در کنار مسئولان دلسوز و پرتلاش در هر سه قوه، جریان نفوذ و جریان خطاکار میتواند خطری جدی برای تابآوری مردم تلقی شود. …













