جوان آنلاین: برای دههها، یکی از بزرگترین مزیتهای ژئوپلیتیکی امریکا نه فقط قدرت نظامی یا اقتصادی آن، بلکه شبکهای از متحدان بود که در اروپا و آسیا و بخشهایی از خاورمیانه، نظم بینالمللی را با واشینگتن به اشتراک میگذاشتند. ناتو، اتحادهای امریکا با ژاپن و کره جنوبی و شبکه گسترده شرکای امنیتی این کشور، چیزی بیش از پیمانهای نظامی بودند. آنها زیرساخت قدرت امریکا در جهان محسوب میشدند، اما اکنون یک پرسش جدیتر از همیشه مطرح است: آیا این شبکه میتواند در برابر تغییرات سیاست خارجی امریکا دوام بیاورد؟ مشکل فقط این نیست که دونالد ترامپ متحدان امریکا را تحت فشار قرار داده یا از آنها خواسته سهم بیشتری از هزینههای امنیتی را بپردازند. مسئله عمیقتر است. ترامپ یک فرض اساسی در روابط بینالملل پس از جنگ جهانی دوم را زیر سؤال برده است. اینکه امریکا حاضر است برای حفظ ائتلافهایش هزینه بدهد، حتی زمانی که بازده فوری و قابل اندازهگیری برای واشینگتن نداشته باشد. در نگاه سنتی امریکا، اتحاد یک سرمایه بلندمدت بود. واشینگتن در اروپا نیرو مستقر میکرد، هزینه امنیتی میپرداخت و از متحدان خود حمایت میکرد، زیرا میدانست که وجود یک شبکه متحدان قدرتمند در نهایت موقعیت امریکا را در برابر رقبایی مانند روسیه و چین تقویت میکند. ترامپ، اما این رابطه را بیشتر شبیه یک معامله میبیند. امریکا چه میدهد و در مقابل چه دریافت میکند؟ همین تغییر نگاه، حتی اگر در کوتاهمدت به افزایش هزینههای دفاعی متحدان منجر شود، در بلندمدت میتواند پیامدهایی بسیار فراتر داشته باشد. زیرا ائتلاف فقط با پیمان و سلاح ساخته نمیشود، با اعتماد ساخته میشود. متحدی که نداند تعهد امریکا تا چه اندازه پایدار است، دیر یا زود به فکر گزینههای جایگزین خواهد افتاد.
ترامپ فقط بحران را ایجاد نکرد؛ آن را آشکار کرد …












