گلیتا حسینپور اصفهانی
چرخ زندگی در حاشیه و بافت فرسوده کلانشهرها مدتهاست که از ریتم افتاده و جای خود را به تقلا برای بقای روزمره داده. از خیابان مختاری تا کوچهپسکوچههای دروازهغار تهران، بحران معیشت به نقطهای از ویرانی رسیده که دیگر نه مردم توان تسویه حساب دارد و نه کاسب خُرد یارای تداوم نسیهفروشی. در این جغرافیای طردشده، جایی که طبقه کارگر غیررسمی و اقشار فرودست روزگار میگذرانند، شکاف طبقاتی و نابرابری به عینیترین و خشنترین شکل ممکن خود را نشان میدهد.
بار سنگین این اقتصاد ازهمگسیخته، بیش از همه بر دوش زنان در خانوارهای کارگری و مزدبگیر آوار شده. از خیابان مختاری به سمت شوش و دروازهغار، فقر دیگر یک پدیده پنهان یا یک عدد در آمارهای رسمی نیست بلکه به متن روزمره خیابان تبدیل شده؛ جایی که برجها و مجتمعهای تجاری نوساز سر به فلک کشیدهاند و در سایه سنگین آنها، مردم برای تهیه چندصد گرم گوشت یا استخوان مرغ در صف میایستند.
تایید روایات کف خیابان از سوی آمار رسمی …












