«ادیسه» برای خودشان، «۳۰۰» برای ما - در حاشیه یادداشت «
ادیسه ما و ادیسه آنان»
که اخیراً در عصر ایران منتشر شد، یک نکته برایم محل تأمل بود؛ آنجا که نویسنده در نهایت به این نتیجه میرسد که شاید اساساً نباید جهان را به «شرق» و «غرب» تقسیم کرد و آثار بزرگ ادبی را باید متعلق به کل بشریت دانست.
در قلمرو ادبیات، این حرف نهفقط قابلقبول، که زیباست. ادیسه میتواند برای منِ ایرانی هم معنا داشته باشد و شاهنامه نیز میتواند برای انسانی در اروپا یا آمریکا اثری جهانی باشد. ادبیات بزرگ، اگر واقعاً بزرگ باشد، از مرز جغرافیا عبور میکند.
اما جهان روایت و قدرت به این سادگی نیست.
چند روز پیش هنگام تماشای «
» دوباره به همین موضوع فکر کردم. اینکه هالیوود هنوز حاضر است برای بازسازی یکی از کهنترین روایتهای خود، صدها میلیون دلار هزینه کند و اسطورهای چند هزار ساله را با زبان تصویری امروز دوباره به جهان عرضه کند. …











