هفت صبح، مینا خلیلی| امروز ۱۴ شهریور، روز قم است. روزی که با ۲۳ ربیعالاول و روایت ورود حضرت فاطمه معصومه(س) به قم پیوند خورده است. برای بسیاری از ما، قم با تصویری آشنا از گنبد حرم، طلبهها و چادرهای سیاه تعریف میشود. در کنار زائرانی که از شهرهای مختلف میآیند و شهری که انگار همه زندگیاش در اطراف حرم خلاصه شده است. اما قم امروز، خیلی بزرگتر و پیچیدهتر از این تصویر است.
شاید بد نباشد در روز قم، از خودمان بپرسیم حضرت معصومه(س) که بود و چگونه در جغرافیای قم، به خاک سپرده شد. در کنار احترام و ارادتی که شیعیان به خاندان پیامبر و امامان دارند، میشود او را تصویر یک دختر جوان و رنجدیده هم دید. دختری که در مسیر زندگی با دوری از خانواده، سفر دشوار، ناامنی و مرگ زودهنگام روبهرو شد و سرانجام در شهری که مقصد اصلی سفرش نبود، آرام گرفت.
شاید همین تصویر، روز قم را به فرصتی برای حرف زدن درباره دختران تبدیل کند. اگر نام حضرت معصومه(س) قرار است معنایی فراتر از یک مناسبت تقویمی داشته باشد، یکی از این معناها میتواند احترام به کرامت دختران باشد. شهری که نام یک دختر جوان قرنهاست در مرکز هویت آن قرار دارد، ظرفیت چنین گفتوگویی را دارد.
قم را باید از پشت تصویرهای کلیشهای بیرون کشید. برای شناخت قم، کافی است چند خیابان از حرم فاصله بگیریم. مرکز شهر و محدوده اطراف حرم، چهارمردان، آذر و عمار یاسر، بافت قدیمی و سنتی شهر را شکل دادهاند. جایی که بسیاری از خانوادههای قدیمی و مذهبی قم زندگی میکنند، بازار در آن نفس میکشد و خانهها و مغازهها با زندگی زائران گره خوردهاند.
باجک نیز قصه خودش را دارد. محلهای نزدیک حرم که از قدیمیترین بخشهای شهر محسوب میشود و بسیاری از خانوادههای اصیل قم در آن ساکناند. چند کیلومتر آنطرفتر، تصویر دیگری از قم دیده میشود. سالاریه و محدوده زنبیلآباد، بوعلی و دستغیب، قمِ مرفهتر و مدرنتر را نشان میدهند. جایی که خانوادههای برخوردارتر زندگی میکنند و سبک پوشش، تفریح و مصرف با مرکز سنتی شهر فاصله دارد.
…












