ساسان باقرپناه در شرایط عادی، مدیر یک کسبوکار میتواند بر اساس فروش گذشته، روند بازار، هزینههای تولید و برنامه توسعه برای ماههای آینده تصمیم بگیرد. اما وقتی اقتصاد وارد دورهای میشود که بسیاری از متغیرهای اصلی آن قابل پیشبینی نیست، شیوه تصمیمگیری هم باید تغییر کند.
در چنین فضایی، مسئله فقط این نیست که نرخ ارز، هزینه مواد اولیه یا فروش چه تغییری خواهد کرد؛ مسئله مهمتر این است که بنگاه تا چه اندازه میتواند در برابر اتفاقی که انتظارش را نداشته، دوام بیاورد.
برای کسبوکارهای کوچک این موضوع اهمیت بیشتری دارد. یک شرکت بزرگ ممکن است منابع مالی، خطوط اعتباری، داراییهای متعدد یا امکان جبران یک تصمیم اشتباه را داشته باشد، اما یک بنگاه کوچک گاهی با یک قرارداد نامناسب، یک خرید بیش از اندازه یا چند ماه تأخیر در وصول مطالبات وارد بحران میشود. مطالب پیشنهادی مدیریت ارتباط با مشتری (CRM): کلید موفقیت کسبوکارهای امروز ۱۴۰۴/۰۳/۰۴ چهار پیامد مثبت بحران برای کسبوکارها و سازمانها ۱۴۰۵/۰۱/۱۴
بنابراین در اقتصاد غیرقابلپیشبینی، مدیریت موفق الزاماً به معنای گرفتن جسورانهترین تصمیم یا بیشترین رشد نیست؛ گاهی مهمترین موفقیت، حفظ امکان ادامه فعالیت و قدرت تصمیمگیری برای فرداست.
نخستین موضوعی که در چنین شرایطی باید جدیتر گرفته شود، نقدینگی است. ممکن است شرکتی روی کاغذ سودآور باشد، دارایی داشته باشد و حتی فروش مناسبی ثبت کند، اما پول کافی برای پرداخت تعهدات روزمره نداشته باشد. تفاوت میان سود و جریان نقدی در دورههای ناپایدار بسیار مهمتر میشود.
پولی که برای ماهها در موجودی کالا، مطالبات مشتری یا یک پروژه بلندمدت قفل شده، ممکن است در حسابداری دارایی محسوب شود، اما نمیتوان با آن حقوق، اجاره، مالیات یا بدهی سررسیدشده را پرداخت کرد. …











