علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها بگذارید با پرسشی بیپروا و ناراحتکننده شروع کنیم: جان یک انسان، چند ریال میارزد؟ احتمالاً نخستین واکنش شما، انزجار از چنین پرسشی است؛ جان که قیمت ندارد؛ اما صبر کنید؛ سیاستگذاران هر روز، بیآنکه به زبان بیاورند، به این پرسش پاسخ میدهند؛ وقتی بودجهی ایمنی جادهها را کاهش میدهند، وقتی استاندارد آلایندگی یک کارخانه را تصویب میکنند و وقتی تصمیم میگیرند چند آمبولانس برای یک استان بخرند، در واقع دارند بهطور ضمنی، ارزشی برای جان انسانها تعیین میکنند؛ پرسش این نیست که «آیا باید برای زندگی ارزش پولی قائل شویم؟» پرسش این است: «آیا ترجیح میدهیم این ارزشگذاری، آگاهانه و شفاف باشد، یا کور و پنهان در پسِ تصمیمهای اداری؟»
اینجاست که مفهوم «ارزش آماری زندگی» از دل مباحث آکادمیک بیرون میآید و بر میز سیاستگذاری مینشیند؛ نه برای قیمتگذاشتن روی روح انسان، که برای خردمندانهتر خرجکردن پولی که قرار است جانها را نجات دهد.
ارزش آماری زندگی چیست و چه چیزی نیست؟ …













