این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
بعضی آدمها پیش از آنکه بمیرند، مدتهاست از زندگی کنار کشیدهاند. در «شب آخر»، نوشته امانوئل بوو، مرگ ناگهان از راه نمیرسد، بلکه به تصمیمی شخصی و تقریباً روزمره تبدیل شده است.
آرنولد، شخصیت اصلی داستان، در ابتدای روایت تصمیم گرفته است به زندگیاش پایان دهد. اما بوو علاقهای ندارد این تصمیم را به صحنهای بزرگ و تراژیک تبدیل کند. در جهان او، فاجعه در سکوت اتفاق میافتد. آرنولد از اتاقش بیرون میآید، در خیابانها پرسه میزند، با آدمهایی مواجه میشود و در همین رفتوآمد ظاهراً بیاهمیت، گذشتهاش آرامآرام خود را نشان میدهد. قرار نیست حادثهای عظیم مسیر داستان را تعیین کند؛ آنچه اهمیت دارد، حرکت ذهن مردی است که تصور میکند به انتهای راه رسیده، اما هنوز چیزی در وجودش نمیگذارد بهسادگی از جهان جدا شود. …












