مسئله آب، بیش از آنکه صرفاً یک مسئله ملی باشد، مسئلهای منطقهای و ناحیهای است. یکی از آسیبهایی که در نظام برنامهریزی ما وجود دارد این است که سعی میکنیم همهچیز را با یک استاندارد ملی ببینیم. به همین دلیل، برای مثال، گاهی استانداردهای عجیبی تهیه میشود. از یک سرانه استاندارد فضای سبز برای زابل و رامسر صحبت میشود، درحالیکه اساساً توان تأمین آب در این دو شهر کاملاً متفاوت است و میتوانند استانداردهای کاملاً متفاوتی داشته باشند.
بنابراین مسئله دیگر این است که بنا به هر دلیلی، عمده کلانشهرهای ما خارج از محدودهای شکل گرفته و توسعه پیدا کردهاند که آب مناسب و قابل استفاده بدون تنش داشته باشند. به نظر من، ضمن اینکه باید نقد ساختاری انجام دهیم، باید به این پرسش نیز پاسخ دهیم که برای حل مسئله چه کاری میتوان انجام داد؛ برای مثال، در اصفهان یا سایر شهرها چه میتوان کرد. …










