قرار نیست آنها هم شبیه به خیلی از سالمندان دنیا در تورهای گردشگری ثبتنام کنند و با تعدادی زن و مرد همسن و سال خود، پسانداز یک عمر کار و زحمتشان را خرج سفر و دیدن دنیا کنند. یا قرار نیست هر آخر هفته میزبان بچهها و نوهها باشند و میهمانی بدهند. حتی قرار نیست در خانه بنشینند و از خدمات یک پرستار استفاده کنند و حتی اگر بدن سالمی ندارند، خیالشان راحت باشد که کسی هست از آنها مراقبت کند. اگر بازنشسته باشند، روز دریافت حقوق برای بسیاری از آنها، روزی برای نفس راحت کشیدن نیست. اگر هم بیمهای در کار نباشد که احتمالا شرایط دشوارتر هم میشود. در میان سالمندانی که برخی از آنها همچنان به فرزندانشان کمک میکنند، بعضی باید هزینههای درمانشان را تأمین کنند و خرج روزانه و خورد و خوراک هم حالا دیگر برای همه سنگین شده است، دهههای پایانی زندگی، روی سخت خود را به آنها نشان میدهد. برخی از آنها حتی مجبورند به کارشان ادامه دهند و برخی دیگر پس از بازنشستگی، شغلی جدید در پیش گرفتهاند.
اعداد بزرگتر از زندگی …














